Zahra Kazemi

امروز بیستم تیرماه 87، پنج سال تمام از درگذشت زهرا کاظمی سپری می شود. وی که در محوطه بیرونی زندان اوین از تجمع خانواده زندانیان “عکاسی” می کرد، بازداشت شد و در طول دوره بازداشت و بازجویی به علت ضربه مغزی، درگذشت. با وجود اصرار فرزندش برای کالبد شکافی، او را سریعا در زادگاهش شیراز به خاک سپردند.
*
احمد باطبی از نه سال پیش در زندان بود. وی در جریان حوادث تیرماه سال 78 کوی دانشگاه تهران بازداشت، محاکمه و ابتدا به اعدام و سپس به پانزده سال زندان محکوم شد. جرم او تبلیغ علیه نظام با بلند کردن پیراهنی خونین بود! او وقتی بیشتر مغضوب شد که این عکس روی جلد مجله معتبر اکونومیست به چاپ رسید. باطبی از سه ماه پیش به طور مخفیانه کشور را در حالی که “زنده” بود، ترک کرد.
*
ظاهرا عکس و عکاسی، تصویر و تصویر برداری و در یک کلام “مستندسازی” عقوبت های سنگینی در این حوالی دارد! قرار بود باطبی را به خاطر عکسی که از او چاپ شد، بالای دار بفرستند و زهرا کاظمی را به خاطر عکس هایی که گرفت و هیچ گاه در هیچ جایی چاپ نشد، زیر خاک فرستادند. باطبی خوش شانس تر از زهرا کاظمی بود که سرش به جسم سختی نخورد، یا جسم سختی به سرش! اما مخترع دروبین عکاسی شاید در خواب هم نمی دید که چنین وسیله مرگ آفرینی اختراع کرده باشد؛ نوبل که دینامیت را اختراع کرد؛ باهوش تر از او بود! /ا

5 Comments

  1. حمیدرضا said,

    July 10, 2008 at 1:36 pm

    مطمینید 5 ساله فوت شدند؟

  2. Moeeni said,

    July 10, 2008 at 1:43 pm

    بله دوست من مطمئنم. … خیلی زود میگذره نه؟

  3. شهرام said,

    July 10, 2008 at 2:58 pm

    سلام
    آن یار کزو گشت سر دار بلند
    جرمش آن بود که اسرار هویدا میکرد
    ارادت

  4. شهره said,

    July 11, 2008 at 1:09 am

    واقعا که درست میگی محمد عزیز . چقدر غم انگیز داستان این سرزمین مادری ما . یکی دیگر از کسانی که دراین مقوله بخاطرم مونده آرش سیگارچی سردبیر گیلان من بود که خودت هم میشناسی . ولی فکر کن که چقدر از این داستانهای غم انگیز گرینبانگیر جوانها و زنها و مردم سرزمین مادریست …چقدر زیادند
    . کاش که این داستان روزی به پایان برسه و دوباره زندگی روی خوشش رو به ایران و ایرانی نشون بده . سبز باشی

  5. hamed said,

    July 12, 2008 at 10:22 am

    سلام
    از اینکه با وبلاگ شما دوست عزیز همشهری آشنا شدم بسیار خوشحالم
    خیلی خوب روان و دوست داشتنی مینویسی و حرفات بدلم مینشینه امیدوارم خودت سلامت باشی و خانوادت و فرصت کنی و همیشه بنویسی ارادتمند حامد


Post a Comment