غضنفری به نام اعتماد ملی

اگر در دوم انتخابات ریاست جمهوری سه سال قبل، تخریب چهره هاشمی رفسنجانی به وظیفه اخلاقی و ملی هواداران احمدی نژاد تبدیل شد، تا پیش از آن، این هواداران مهدی کروبی بودند که از توهین و تخریب علیه رفسنجانی لذت می بردند! خواب ناشیرین معروف کروبی در شب انتخابات اگر نبود، و آن چنان که او می گوید؛ نه احمدی نژاد که خود کروبی رقیب رفسنجانی در دوم دوم می شد، این پروژه در حد اعلای خود، توسط همان حامیان کروبیِ پنجاه هزار تومانی ادامه پیدا می کرد. فعالان سیاسی اجتماعی زنجان مواضع تند و اهانت آمیز طرفداران کروبی را علیه رفسنجانی فراموش نمی کنند؛ کار تا بدان جا پیش رفت که در نشریه خود قبل از دور اول انتخابات نوشتند: “کارگردان فیلم (سینمایی) مارمولک، فلیم (تبلیغاتی) رفسنجانی را می سازد“! و جالب تر آنکه تنها یک هفته بعد به نفع رفسنجانی ویژه نامه منتشر کردند! کروبی عصبی مزاج و برخی هواداران عصبی مزاج تر از خودش به عنوان طعمه راحت الحلقوم خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان و بخش خبری بیست و سی، کم ضربه به جبهه اصلاحات نزده اند و البته وزن حقیرتر این گروه در انتخابات دور اخیر مجلس در تهران در مقابل لیست ائتلاف اصلاح طلبان هم نتوانست به اعتماد ملی ثابت کند که چنگ انداختن بر صورت همسنگر دیروز او را اگر که مقرب درگاه قدرتمندان کند، اما محبوب مردم نمی کند. هیچ دلیلی ندارد یک سره اقدام جبهه اصلاحات را مهر تایید زد ولی وقتی قرار به غنیمتی بزرگ به نام نجات ایران از “احمدی نژادیسم” است، چرا باید اعتماد ملی همچنان رجز بخواهد و شیخ اش اصلاحات را در تندی و پنجه بر چهره همسنگر سابق تعریف کند؟

نوآوری با صندلی بادی

مومیایی

صفار هرندی، معاون سابق مدیر مسوول روزنامه کیهان و وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حمایت از لغو امتیاز روزنامه تهران امروز که گزارشی انتقادی از عملکرد سه ساله احمدی نژاد چاپ کرده بود، گفته: ‌وزارت ارشاد علاقه‌اي به محدود كردن مطبوعات ندارد، اما از سوي ديگر در كشورمان اتفاقاتي مي‌افتد كه عجيب و در طول تاريخ مطبوعات بي‌سابقه است؛ چنان كه برخي به صراحت به مقامات بالاي دولت توهين مي‌كنند؛ مقام دوم كشور بايد حاشيه‌اي از حرمت و حفظ كرامت داشته باشد.

سئوال: آیا آقای وزیر کل هشت سال دولت خاتمی را به صورت مومیایی شده سپری کرده که چیزی از آن دوران به یاد ندارد؟

چسباندن مقدسات به اقتصاد معیوب

دیشب یک رپرتاژ آگهی از تلویزیون درباره محصول جدید ایران خودرو (سمند سورن) پخش شد. در این رپرتاژ طولانی که علی الظاهر هزینه بسیار زیادی صرف تهیه و پخش آن شده، با استفاده از فضای خود کارخانه و طبیعت مناطق شمالی کشور، ایران خودرو تبلیغ می شد. این همه در حالیست که مشتریان محصولات کارخانه های خودروسازی کشور چه به لحاظ رعایت نشدن استاندارد در ساخت خودروهای پرمشتری و چه به لحاظ خدمات پس از فروش و قیمت تمام شده محصول، از عملکرد این صنعت ناراضی اند ولی به دلیل وضع قوانین جانبدارانه دولت از این صنایع و ایجاد مانع سر راه  واردات خودروهای استاندارد خارجی با قیمت متعارف، عملا حق انتخاب از مردم گرفته شده است. نکته جالب اما در بخش هایی از این رپرتاژ نشان دادن کارگران و کارشناسان ایران خودرو حین ادای نماز جماعت در کارخانه و شرکت در راهپیمایی ها بود! معلوم نیست در حالی که خروجی کارخانه موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرده، نمارخوان و انقلابی نشان دادن پرسنل ایران خودرو به چه درد مردم می خورد؟! آیا مرسدس بنز و تویوتا هم با فرستادن کارگرانشان به تظاهرات فرمایشی و کلیسا و معبد، مرسدس بنز و تویوتا شده اند؟ ستاد اقامه نماز  اگر بخواهد ثواب به تاراج نرفتن ایمان مردم توسط ایران خودرو”ها” را در کارنامه داشته باشد، باید جلوی پخش این نوع آگهی ها را که مقدسات را به اقتصاد معیوب کشور می چسبانند، بگیرد! 

*

لینک این پست در تابناک

33

آمد، آمد، آمد تا رسید به فردا، به ده تیر … سن و سالم را می گویم؛ پایان سی و سه سالگی را

این وسط یکی دروغ می گوید

برنامه تلويزيوني “مثلث شيشه اي” در شبکه تهران که قرار بود نود شب ميزبان ميهمانان عرصه هاي مختلف براي ‏‏”گفتگويي بي پرده” باشد، بعد از حضور چند ميهمان منتقد دولت و همچنين به چالش کشيدن عملکرد برخي از اعضاي ‏کابينه، ابتدا با توقيفي موقت در ميانه خرداد رو به رو شد و پس از آن، در حاليکه مدير شبکه تهران از ادامه اين برنامه ‏پرطرفدار تا پايان تابستان خبرداده بودند، “به دلايل نامعلومي”، جمعه شب پخش آن متوقف شد.

وزیر مسکن دولت خاتمی چند شب پیش در این برنامه اشاره کرده بود که هنگامی که در سال هفتاد و شش وزارت مسکن را تحویل گرفته و در سال هشتاد و چهار آن را تحویل داده، قیمت مسکن در منطقه سعادت آباد دو برابر شده بود ولی بعد از روی کار امدن دولت احمدی نژاد و ظرف سه سال گذشته قیمت مسکن در همان منطقه پنج برابر شده است. روزنامه اعتماد مطلب جالبی در این باره جمع آوری کرده که نشان می دهد چگونه این برنامه طاقت دولت نهم را زایل کرد؛ اگر که باور کنیم از ابتدا اساسا تحملی وجود داشته است؛ اینجا می توانید نوشته روزنامه اعتماد را بخوانید.

*

چند ماه قبل در جمع دانشجویان دانشگاه ها: آقای احمدی نژاد انتقاد از دولت را عامل اصلاح روش ها و بهبود امور خواند و افزود: دایره تماس و مشورت دولت با نخبگان جامعه در مقایسه با گذشته بسیار بالاست اما اینکه از همه ظرفیت ها استفاده نمی شود مطلب درستی است. آقای احمدی نژاد گفت: انتقاد پذیرترین دولت همین دولت است و با توجه به حرکت در مسیر انجام کارهای زیربنایی و ریشه یابی مشکلات هیچ گونه مانعی بر سر راه انتقاد ایجاد نکرده و نخواهد کرد.

*

آقای احمدی نژاد! یکی این وسط راحت تر از آب خوردن دارد دروغ می گوید 

خبر وحشتناک زیست محیطی برای مردم زنجان

هفته نامه پیام زنجان در شماره هشتم تیرماه جاری خود با افشای نامه مورخ شانزدهم اردیبهشت ماه گذشته رییس سازمان آب منطقه ای استان زنجان خطاب به استاندار زنجان، از وقوع یک تخریب زیست محیطی وحشتناک در اطراف این شهر سیصد و پنجاه هزار نفری خبر داد. بر اساس نوشته این هفته نامه و به نقل از نامه مقام مذکور، غلظت سرب موجود در خاک های اطراف این کارخانه که در بیست کیلومتری جاده زنجان به تهران واقع شده، سیصد و شصت برابر حد استاندارد است! این مقام مسوول وضعیت را بحرانی اعلام کرده و آب شرب مردم زنجان را در معرض آلودگی جدی دانسته است.

 این در حالی است که وجود مقدار بسیار کمتر از این حد سرب در محیط زیست باعث بروز عوارض جبران ناپذیری بر روی سلامتی انسان می شود؛ كودكان به خصوص به مسموميت با سرب حساسند، چرا كه سرب را آسانتر از بزرگسالان جذب مي‌كنند؛ حتي مسموميت با مقادير اندك سرب مي‌تواند به اختلالات شديد رشدي در كودك منجر شود. کم‌اشتهایی، کم‌خونی، درد شکمی و عضلانی، فلج تدریجی بدن، خط آبی در محل اتصال دندان‌ها به لثه از جمله عوارض مسمومیت با سرب است.

آلایندگی کارخانه سرب و روی زنجان از زمان تاسیس در حدود پانزده سال قبل تا کنون مورد مناقشه فراوان بوده ولی سودجویی جریان های اقتصادی پیدا و ینهان مانع از چاره جویی در این باره شده است. برخی اساتید زیست شناسی حتی پیش بینی کرده اند تا پنجاه سال آینده شهری به نام زنجان وجود نخواهد داشت. سازمان انتقال خون زنجان نیز از مدت ها قبل درخواست اهدای خون توسط کارگران این کارخانه را رد می کند ولی همه  این ها باعث نشده تا مدیریت این کارخانه در مقابل سلامتی مردم روستاهای اطراف و شهر زنجان سر خم کند.

بی اعتنایی به سلامتی مردم در بین ارگان های دولتی نیز چنان ریشه دوانیده که رییس سازمان صنایع و معادن استان به رغم درخواست استانداری تا کنون جهت تشکیل جلسه اضطراری اقدامی صورت نداده و استانداری هم به طور جدی موضوع را پیگیری نکرده است. سه هفته قبل نیز استاندار زنجان دعوت شبکه یک سیما را برای پاسخگویی درباره آلایندگی های این کارخانه نپذیرفت و در این برنامه تنها صندلی خالی استاندار به نمایش در آمد …

 

کاش تبریک نگوید

رابرت موگابه، دیکتاتور زیمبابوه، که در دور اول انتخابات ریاست جمهوری این کشور آفریقایی، مبارزه را به مخالف باخته بود، چنان عرصه را تا روز برگزاری دور دوم انتخابات بر رقیب و هوادارنش تنگ کرد که خودش ماند و صندوق های رای و کلی آدم وحشت زده که باید آزادنه او را انتخاب می کردند! مورگان چانگيراي، رهبر حزب مخالف اصلي زيمبابوه و پيروز دور اول انتخابات، به دليل بروز موجي از حملات خونين عليه حاميان خود با حضور در دور دوم انتخابات مخالفت كرده بود. موگابه بعد از رأی دادن گفته که “من احساس خوبي دارم و خوشبين هستم”. رابرت موگابه قبل تر در تجمع انتخاباتي نهايي خود گفته بود كه خواستار ادامه حضور به عنوان رييس جمهور است؛ سمتي كه وي بي‌وقفه از زمان استقلال زيمبابوه از انگليس در سال 1980 در اختيار داشته است. حاصل دوران زمامداری موگابه بر زیبابوه این ها بوده: بیش از سه میلیون نفر از جمعیت جوان کشور راه مهاجرت در پیش گرفته‌اند، ایدز گریبانگیر بیست و چهار تا سی و پنج درصد جمعیت سیزده میلیونی کشور است و متوسط عمر ظرف بیست سال از پنجاه و پنج به سی و پنج سال سقوط کرده است! 

*

کاری از دست ما بر نمی آید جز آرزوی نابودی همه موگابه ها و آرزوی جانِ سخت و اتحاد برای همه دشمنان همه دیکتاتورها! و یک آرزوی دیگر؛ … که کاش احمدی نژاد انتخاب شدن موگابه را تبریک نگوید؛ … آقای احمدی نژاد! قول بده این کار را نکنی؛ نفرین زیمبابوه ای های فلک زده را نه برای خودت، نه برای آن هفده میلیون نفری که به تو رأی دادند و نه بقیه ملت نخر؛ لطفا …   

چرا به جای نازی ها، هولوکاست را تکذیب می کنید؟

آقای احمدی نژاد در واکنش به تشکیک در ادعای چند روز قبلش درباره طرح آمریکا برای ربودن وی در جریان سفر به بغداد گفته که: “معلوم نیست این افراد به نمایندگی از چه کسی این موضوع را تکذیب کرده اند”. وی همچنین با اشاره به این که “بعضی افراد دیگر در داخل کشور وارد ماجرا شدند و تکذیب کردند”  تاکید کرده: “شما چه کاره‌اید این وسط؟”

خب! مثل خیلی وقت های دیگر لازم است آقای رییس جمهور یک سوزن به خودشان بزنند و  روبروی آینه از طرف مقابل بپرسند: هکذا ! شما خودتان چرا به جای نازی ها، هولوکاست را تکذیب می کنید؟ شما چه کاره‌اید این وسط؟ مگر به شما آسیبی رسیده است که دفاع می‌کنید؟

بسیار دشوار است

 این که بشود کسانی چون مرحوم آیت الله مشگینی، آیت الله جنتی، آیت الله مصباح یزدی، آیت الله امامی کاشانی، آیت الله اسدالله بیات و این اواخر حسب بیانیه های مطبوعاتی حزب اعتماد ملی؛ آیت الله مهدی کروبی را در کنار کسانی چون شهیدان بهشتی و مطهری قرار داد و همه را روحانیان انقلابی نامید، بسیار دشوار است. انقلابی که می گویم سراغ بگیرید از آرمان های نخستین و اصیل انقلاب که آزادی و عدالت و مردم داری را هیچ گاه فرو نمی گذاشت. این همه ربطی به بودن و یا نبودن افراد هم ندارد، و به این که با کهولت سن از دنیا رفته اند یا با گلوله ای در سر و بمبی زیر پا.

 اصلا هیجان زده هم نمی شویم که احمدی نژاد برای دادن لوح به همسر شهید مطهری خودش از سن پایین می پرد که شهید مطهری همان کسی است که در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی اش نوشت که در دانشکده الهیات دانشگاه های بعد از انقلاب باید استاد معتقد به مارکسیسم، مارکسیسم تدریس کند و دانشجویان بتوانند تلاش کنند خود سره را از ناسره بازشناسند و البته حالا کار به جایی رسیده که استاد فول مسلمان را به صرف دو جمله  حرف در نقد اندیشه محبوب ساکنان برج قدرت، می شود کان لم یکن کرد. باید روزی هیجان زده شد که بشنویم در دانشکده الهیات جمهوری اسلامی آمده اند و به حرف ایدئولوگ انقلاب رسیده اند! (کسی باید آن جا بود تا به احمدی نژاد می گفت: ما روز دیگری هیجان زده خواهیم شد!)

نمی شود، خیلی جورهای دیگر هم نمی شود که آن آیت الله ها را با شهید بهشتی یک جا، جا داد؛ “گفتند حالا که شعار مرگ بر شاه همه گیر شده، شعار جدید بدهیم؛ “شاه زنازاده است، خمینی آزاده است”، گفت: “رضاخان با مادر شاه ازدواج کرده بود. این شعار حرام است. از پله حرام که نمی شود به بام سعادت رسید” … اصلا باورش سخت است، عادت کرده ایم به این که می شود برای هم باندی و هم جناحی خودمان اخلاق را زیر پا له کنیم و به خود بباورانیم که می شود از پله حرام هم به بام سعادت رسید!  … داستان مدیریت شهید بهشتی را در مجلسی که قانون اساسی بعد از انقلاب را نوشت، در تصویب اصل ممنوعیت شکنجه شنیده اید یا نه که چگونه در برابر آیت الله مشگینی ایستاد و تبصره دار کردن این اصل را برنتافت و پیروز شد ولی در عمل این ایده آیت الله مشگینی بود که جام قهرمانی را بالا برد!

کمونیست بود. آمده بود پای صحبت یک آخوند، توی آخن آلمان. می گفت: “اومده ایم آخوند ببینیم بخندیم، بالاخره خودش کلی تفریحه”. ساعت یازده شب گریه می کرد که بحث ادامه داشته باشد. تا ساعت دو با بهشتی حرف می زد، بعد شد پای ثابت سخنرانی هایش“.

 با جدیت می گفت: “بهشتی سنیه؛ اشهدان علیا ولی الله نمی گه”. یکی بهش گفته بود: “شب بیا پشت سرش نماز بخون تا بفهمی اشتباه می کنی”. به بهشتی هم سپرده بود؛ “امشب که فلانی می آید، این جمله را بلند بگو”. اذان و اقامه را گفت ولی اشهد ان علیا ولی الله نگفت. به بهشتی اعتراض کردند؛ “تو که هر شب می گفتی، حالا امشب چرا …؟”. گفت: “اگر امشب می گفتم به خاطر اون آقا بود. من که همه وجودم محبت علی است چرا باید برای یک نفر دیگر بگویم؟” …

این که بشود کسانی چون مشگینی، جنتی، مصباح یزدی، امامی کاشانی، اسدالله بیات و کروبی را در کنار کسانی چون شهیدان بهشتی و مطهری قرار داد و همه را روحانیان انقلابی نامید، بسیار دشوار است.  انقلابی که می گویم سراغ بگیرید از آرمان های نخستین و اصیل انقلاب …

*

رفت توی خیابان ایران یک خانه خرید. اثاثیه را برده بودند. منتظر بودند شب بیاید شام را خانه جدید بخورند. صدای انفجار همه را شوکه کرد

مرجع خاطرات: کتاب صد دقیقه تا بهشت

 

« Older entries