مارس 16, 2008 در 7:57 ق.ظ (Political, Zanjan, زنجان, سیاسی)
نتایج انتخابات در زنجان اعلام شد. بر این اساس سعدالله نصیری – اصلاح طلب، در همان دور اول راهی مجلس شد و جمشید انصاری – اصلاح طلب (عکس بالا)، و وقفچی – اصولگرا، برای تعیین نماینده دوم زنجان در مجلس، در دور دوم انتخابات مبارزه خواهند کرد. به نظر من نتیجه انتخابات در زنجان که پیروزی درخشانی برای اصلاح طلبان و شکست مهمی برای اصولگرایان محسوب می شود، دو درس بزرگ برای همه اصلاح طلبان در شهرهای مختلف و برای نخبگان دارد. /ا
درس اول: سعد الله نصیری، استاد فیزیک دانشگاه زنجان و رییس اسبق انجمن نجوم ایران، چهره ای علمی بود که مسوولیت سیاسی قبول کرد. او از دو سال قبل رییس حزب اعتماد ملی در استان زنجان بود. باید از همه کسانی که پتانسیل سیاسی و دغدغه های اجتماعی و سیاسی وی را شناسایی و او را برای حضور در عرصه ای پرمخاطره ولی مفید پشتیبانی کردند، قدردانی کرد. همت خود او را نیز باید ستود؛ بسیاری از نخبگان علمی کشور به لحاظ لجن پراکنی های مرسوم در فضای سیاسی و به رغم دیدگاه های مفید برای توسعه کشور، جرأت ورود به عرصه سیاسی را به خود راه نمی دهند! به بیان دیگر؛ آن ها آرامش خود را به توسعه کشور ترجیح می دهند. با این همه به صراحت باید اعتراف کرد که هنوز برای قضاوت در مورد عملکرد وی به عنوان نماینده زود است. /ا
درس دوم: سطح و شأن مدیریتی جمشید انصاری پس از سال ها مدیریت، فراتر از یک استان است چه برسد به این که این استان، استانی معمولی مثل زنجان باشد! حضور در جایگاه مدیریت های ارشد استان های مختلف و معاونت سازمان مدیریت و برنامه ریزی، و انجام وظیفه به عنوان استاندار توانمند دولت دوم خاتمی در آذربایجان غربی، موید این ادعاست. توجه انصاری به جایگاه مهم یک نماینده، فارغ از این که نماینده کجا باشد، و ورود به کارزار انتخاباتی از زنجان، نقش مهمی در این پیروزی داشت. تنگ نظری های حاکم بر زنجان هم به راحتی می توانست انصاری را از حضور در کارزار انتخاباتی منصرف کند ولی بنا به دلایلی که من از آن خبر ندارم، این تنگ نظری نتوانست مانع حضور انصاری در انتخابات شود و البته مردم زنجان نیز این حضور را قدر دانستند. پیروزی انصاری بر وقفچیِ اصولگرا که حد اعلای تراوشات ذهنی او را در مقالات ضعیفی در نشریات محلی می توان یافت، زنجان را به یکی از دوران خوب حضور در مجلس رهنمون خواهد کرد. /ا
4 دیدگاه
مارس 16, 2008 در 6:28 ق.ظ (A sense, یک حس)
رد صلاحیت چهره های شناخته شده اصلاح طلب توسط شورای نگهبان و غیررقابتی شدن انتخابات در بیش از صد حوزه انتخابیه، بازی های هیأت نظارت و سخت گیری بر نمایندگان کاندیداهای اصلاح طلب سر صندوق های رأی، همراهی صداو سیما با اردوگاه اصولگرایان، استفاده چهار روزنامه دولتیِ همشهری، ایران، جام جم و کیهان از امکانات بیت المال برای تبلیغ غیرقانونی به نفع اصولگرایان و بر ضد اصلاح طلبان و انتشار لیست های جعلی به نام لیست اصلاح طلبان و سکوت وزرات کشور در برابر این تخلفات، جانبداری آشکار و بی پروای فرمانده سپاه از اصولگرایان و سلاح هنوز از غلاف بیرون نیامده ی “عدم تایید صحت انتخابات در برخی حوزه ها”، یکبار دیگر لازم می کند که فیلم گلادیاتور را از اول ببینم! دردناک ترین لذت در تماشای این فیلم، شاید شما هم قبول داشته باشید که، مربوط می شود به سکانس های مبارزه گلادیاتور با شیرهای درنده و با رقیبِ اصلی در حالی که شب قبل، رقیب با خنجر بازوی گلادیاتور را زخمی کرده و از سربازان خواسته تا با زره روی زخم را بگیرند تا دیگران نبینند! … سر آخر؛ گلادیاتور مُرد اما نباخت! … مرور تاریخ همیشه مثل خاراندن جایِ زخمی که دارد خوب می شود، لذت دارد؛ لذتی دردآلود! /ا
۱ دیدگاه