ایران عزیز من

در حالی که روز گذشته به علت بارش شدید برف و راهبندانِ کم سابقه، مسافرانِ در جاده مانده را در زنجان با نفربرهای زرهی ارتش به شهر منتقل کرده اند، در گوشه ای دیگر از ایران عزیز، هنوز گل ها جلوه فروشی می کنند … عکس های بالا امروز و در بندرعباس گرفته شده … چنین کشوری را در چند جای دنیا سراغ دارید؟

تنها تبهگنان اند که وسایل ریشه کنی را ناگزیر می یابند

کلیسا با شورها با ریشه کن کردنشان می جنگد، با ریشه کن کردن به هر معنایی: روش اش، درمان اش، اخته گری است. هرگز نمی پرسد که “یک هوس را چگونه می توان روحانی و زیبا و خدایی کرد؟” – انضباط بخشیدن اش همیشه ریشه کن کردن است … اما ریشه کن کردن شورها یعنی ریشه کن کردن زندگی: عمل کلیسا دشمنی با زندگی است … تنها تبهگِنان اند که وسایل ریشه کنی را ناگزیر می یابند … به داستان زندگانی کشیشان و فیلسوفان، و نیز هنرمندان، نگاهی باید کرد تا دید که این ناتوانانِ جنسی نبودند که زهرآگین ترین سخنان را درباره ی حس گفتند. پارسایان هم نبودند؛ بلکه آنانی بودند که پارسایی از ایشان بر نمی آمده است؛ کسانی که می بایست به زور پارسایی پیشه کنند … روحانی کردنِ حِسّانیّت * نام اش عشق است: این کار پیروزی بزرگ بر مسیحیت است – که حِسّانیّت را خوار می دارد …

منبع: غروب بت ها – نیچه – ترجمه: داریوش آشوری

/ا * حِسّانیّت: بر مبنای آموزه های مسیحیت، به معنای گرایش به عالم حس و ماده و پیروی از خواهش های شهوانی و جسمانی در برابر روحانیت

از شب های برره تا چارخونه

به همان اندازه که سریال شب های برره ی مهران مدیری، سریالی فراتر از سطح، و به دلیل پرداختن به لایه های درونی رفتار جامعه ایرانی، اثری پرمعنا بود، سریال چارخونه سروش صحت مجمع خروس لاری های پرجیغ و دادی بود که فقط به کار سرگرمی، داد و هوار کردن های الکی و هلاک کردن وقت آمده بودند! استفاده بیش از حد از نابازیگران، اعتماد بلامنازع به برخی چهره های کمدی تلویزیون و رها کردن اهمیت متن های نمایش، افتادن در دور باطل تکرار و ملال، همه و همه دست به دست هم دادند تا چارخونه در وضعیتی اسف انگیز در چاردیواری رفع تکلیف گرفتار شود.
شرایط ناخوشایند زندگی نیاز به طنز و خندیدن فارغ از سختی های بی پیرایه روزمره را اجتناب ناپذیر کرده است، صدا و سیما هم می تواند این نیاز مشروع را در کنار طرح هنرمندانه مسائل اجتماعی مورد توجه قرار دهد؛ اتفاقی که مهران مدیری به خصوص در شب های برره آن را به انجام رساند و با استقبال شایان توجه عام و خاص نیز مواجه شد. اما چارخونه به هردلیل نتوانست از کلیشه های نخ نما شده فراتر برود.