دوستت دارم خاتمی

اصلا کاری به این ندارم که خاتمی کاری کرد یا کاری نکرد، یا خواست کاری بکند و نگذاشتند کاری بکند، چقدر از اطرافیان و حامیانش را ضعیف کش کردند و راهی دخمه های بازجویی و چقدرشان بی عرضه از آب درآمدند و چه بسا آمده بودند تا بار خودشان را ببندند، چقدر دروغ بر ضد او بستند و دشنامش دادند یا ندادند … من فقط دلم برای رییس جمهوری که مودب و متین باشد تنگ شده، برای رییس جمهوری که از شنیدن صدایش هم حتی متنفر نباشم و از دیدن قیافه اش منزجر. رییس جمهوری که آن قدر شجاع باشد که بگوید: “زنده باد مخالف من” و آن قدر حواسش به خودش باشد که مملکت را با هیجان اداره نکند. آن قدر مهربان که از مهربانی دین و مذهبم با اشتیاق سخن بگوید و در دنیایی که مسلمان نماد انتحار و فریاد و شکستن است حامی گفتگو و مدارا باشد … خاتمی فردا در جمع دانشجویان در دانشگاه تهران سخنرانی می کند … کاش نزدیک تر بودم … دوستت دارم خاتمی