پس "اخلاق" و "حق" چه می شود؟
December 31, 2007 at 7:43 am (Morals, Political, اخلاق, سیاسی)
نباید امیدی به مبارزه با مفاسد اقتصادی داشت. دریچه های بزرگ امیدواری را هم انگشت اشاره “مصلحت” به راحتی کور می کند
در نزاع بین جریان های سیاسی می توان تنها به عناوین و تیتر برخی مفاسد دست یافت. انتشار متن پرونده مفاسد به سطح کرنش طرف مقابل بستگی دارد
سلاخی اخلاق و حق در این مُلک به راحتی ادامه دارد؛ در ساده ترین قصابی ها تا مدرن ترین و گسترده ترین کشتارگاه ها
اصل ماجرای فروش غيرقانوني فرآوردههاي نفتي به جمهوري آذربايجان در اواخر دوران سازندگي توسط برخي مسئولان وقت استانداري اردبيل چیست؟! /ا
حاج کریم آقا
December 30, 2007 at 7:50 am (Nostalgia, برای دلتنگی ها)
سپاس
December 30, 2007 at 6:49 am (A sense, یک حس)
December 22, 2007 at 10:00 am (Nostalgia, برای دلتنگی ها)
جواب شکوری راد
December 18, 2007 at 10:51 pm (Political, سیاسی)
*
خیلی ممنون. مطلب شما را در وبلاگ شما و لینک بالاترین خواندم.وقتی آقای هاشمی رئیس جمهور شدند من عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم بودم. ما در انتخابات از ایشان حمایت کردیم و بیانیه ای دادیم که انتظاراتمان را از ایشان در آن بیان کرده بودیم. پس از انتخاب ایشان هم همیشه منتقد ایشان بودیم اما احترام ایشان را هم حفظ می کردیم.آنچه را از من نقل کرده اید در یاد ندارم اما بهر حال ممکن است. اعتقاد من بر این است که ما نباید سرمایه های مدیریتی کشور را بهر بهانه ای از دست بدهیم. بخصوص آقای هاشمی که دارای بنیان فکری ترقی خواهی است که امروز بشدت به آن در سطوح عالی مدیریتی نیازمندیم.با برخورد های بدی که با ایشان در زمان انتخابات مجلس ششم صورت گرفت نه تنها من بلکه اکثر دوستان ما در جبهه مشارکت مخالف بودند و حتی مصوبه دفتر سیاسی داشتیم که نه تنها تخریب آقای هاشمی صورت نگیرد بلکه مطلبی هم علیه ایشان در روزنامه مشارکت نوشته نشود. اما متاسفانه غلبه ژورنالیسم سیاسی بر کار حزبی که آفت بزرگ دوران اصلاحات بود در این مورد هم کار خود را می کرد و علی رغم تذکرات دفتر سیاسی در روزنامه مشارکت ولو به طنز مطالبی نوشته می شد که به استناد آنها امروز ما را متهم می کنند که در تخریب هاشمی نقش داشته ایم . آقای گنجی که یک ژورنالیست پرکار بود به تنهایی کاری کرد که تاوان آن را جنبش اصلاحات و همهء اصلاح طلبان می پردازند.او هیچ گاه عضو حزب مشارکت نبوده است. در مورد نقش آقای عبدی اگر صلاح دیدم بعدا خواهم نوشت. /ا
وبلاگ نوری زاده و راز سر به مهر
December 18, 2007 at 1:17 pm (This Blog, این وبلاگ)
خشنودی
December 18, 2007 at 9:56 am (Book, کتاب)
حساب هایی که صاف می شوند
December 17, 2007 at 6:52 am (Political, Zanjan, زنجان, سیاسی)
*
اختلاف بین هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد چیزی نیست که کسی بخواهد آن را مخفی کند. در جبهه ی هر دو تن، کسانی هستند که طرف مقابل را مورد انتقاد قرار می دهند ولی در این میانه هواداران احمدی نژاد و گاه حتی خودش، به کنایه، به راحتی از مرز اخلاق عبور و گونه ای رفتار می کنند مثل این که رفسنجانی فرمانده همه باندهای فاسد و جنایتکار سیاسی و اقتصادی کشور و رهبر ضد انقلابیون است. نمونه بارز این رفتارها را در نوشته های توهین آمیز فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت، می توان به راحتی دید. این گروه به لطف بی خیالی دستگاه قضایی، همراهی تلویحی و صریح جریان قدرت با احمدی نژاد و پرهیز رفسنجانی از برخورد مستقیم به لحاظ شأنی که دارد و برایش خودش قائل است، در این عرصه تا توانسته اند به پیش تاخته اند … گاهی چنین تصور می کنم که واقعا در حق رفسنجانی ظلم می شود. این اواخر البته پشت سر این تصور به یاد خاطره ای می افتم؛ در انتخابات مجلس ششم و با رایی که مردم دادند، رفسنجانی به شدت تحقیر شد. عملکرد جبهه مشارکت، و البته اظهارات و مقاله های اکبر گنجی و عباس عبدی به خصوص، در این بین نقش اصلی را بر عهده داشت. شورای نگهبان البته دست روی دست نگذاشت و با باطل کردن بسیاری از آرا جدای از آنکه از راهیابی کاندیدای نزدیک به ملی مذهبی ها، یعنی علیرضا رجایی، و یک کاندیدای دیگر لیست جبهه مشارکت به مجلس جلوگیری کرد، دست به معجزه زد و رفسنجانی و حداد عادل را بین نمایندگان تهران جا داد! رفسنجانی از حضور در مجلس ششم انصراف داد ولی کوتاه نیامد. پیروزی خیره کننده طرفداران جبهه اصلاحات در انتخابات مجلس ششم، جریان مقابل را به طور جدی به وحشت انداخت. بعد از همین موفقیت بود که ابتدا حجاریان ترور شد و سپس پروژه کنفرانس برلین و برخورد با روزنامه ها کلید خورد. به خاطر دارم جریان ضداصلاحات همه سرمایه رسانه ای خود را بسیج کرده بود تا چهره اصلاحات را تا مرز نابودی بی حیثیت کند. یکی از این ابزار رسانه ای خطبه های نماز جمعه بود و یکی از امامان جمعه هم رفسنجانی. در فاصله بین مرحله اول و دوم انتخابات و در حالی که شورای نگهبان آزمندانه دنبال راهی برای ابطال انتخابات تهران بود، رفسنجانی طی سخنانی در نماز جمعه تهران، شرایط کشور را به لحاظ حضور جریان های مختلف سیاسی به شرایط اوایل انقلاب تشبیه کرد. شرایطی که طی آن احزاب و جریاناتی که اسم ضدانقلاب روی آن ها بود اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور را ملتهب کرده بودند. رفسنجانی به خوبی می دانست مردم تاب و تحمل تکرار پرداخت هزینه های مجدد برای التهاب های مشابه را ندارند. خب! این نامردی و بی انصافی بود که جبهه مشارکت را داخل ضدانقلاب جا بزنی. جبهه مشارکت واقعا اصل و اساس نظام و انقلاب را قبول داشت و دارد … در آن ایام علی شکوری راد در زنجان برای حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان برای دور دوم انتخابات سخنرانی داشت. او با اشاره به سخنرانی رفسنجانی با حالتی که دل شکستگی و ناراحتی فوق العاده ای در آن موج می زد، این آیه قرآن را خواند: و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین – و با خدا مکر کردند و خدا هم در مقابل با آنان مکر کرد و از همه کس خدا بهتر مکر تواند کرد! … این روزها گاهی فکر می کنم مکر خدایی که شکوری راد درباره آن می گفت، دامن رفسنجانی را گرفت؛ بعد از هشت سال به دست کسی که خودش استاندار دولت هاشمی رفسنجانی بود! حساب سایرین هم حتما صاف خواهد شد. / ا
دلتنگی پایان ندارد
December 16, 2007 at 6:13 am (Nostalgia, برای دلتنگی ها)



