کانتینر خونین
October 31, 2007 at 5:49 am (Rajaee Port, بندر شهید رجایی)
مجید مجیدی عزیز! کاش پاک مانده بودی
October 31, 2007 at 4:55 am (China, Morals, اخلاق, چین)
*
مجید مجیدی عزیز! کاش قبول نمی کردی که برای چین فیلم بسازی، فیلم سفارشی آن هم در میدان تیان آن من. من هیچ گاه سیاستمدار خوبی نخواهم بود چون نمی توانم ایده آلیسم را از افق زندگی ام حذف کنم و حالا که ماجرای این غم را با تو در میان می گذارم خودم را ملامت نمی کنم که چرا در دوره ای که تشنه مهر و محبت چین و روسیه در اینجا و آنجاییم تا کسی تنه ای به ما نزند به هنرمندی چون تو می گویم: کاش “پاک” می ماندی و یوآن چینی و همردیف شدن با الیور استون، لوک بسون، جوزپه تورناتوره و گونگ یونگ تو را وسوسه نمی کرد. لابد خیلی هم تحویلت گرفتند ودر بهترین هتل ها برایت اتاق خالی کردند و به دیدن شهر ممنوعه و دیوار چین هم بردند تو را … اما به طور خاص می خواهم چیزی از تیان آن من برایت بگویم. خرداد سال 68 را به یاد آر. کشتار وحشیانه صدها دانشجوی معترض را در این میدان توسط ارتش چین. کسی از قاتلان را توبیخ هم نکردند. دانشجویان آمده بودند برای جرعه ای اکسیژن بیشتر. نه از آن اکسیژنی که چهارپایان هم از آن بی نصیب نیستند. شاید اگر مثل همان قهرمان رنگ خدا دستت را روی سنگ فرش این میدان بکشی خدا به تو بگوید: این جا مغز دانشجویی پاشیده بود که زیر تانک له شد بی آن که همکلاسی هایش بتوانند کاری برایش بکنند. دستت را نزدیک دماغت بیاور، هنوز بوی خون می دهد، نه؟ صد المپیک دیگر هم بوی خون را از پکن دور نخواهد کرد. بید مجنون را دوباره ببین. نکند سوی چشمانت را از کف بدهی! ما به چشمانی رنگ خدایی محتاجیم از دیروز تا هنوز. /ا
خبر 20 و 30 و ببو انگاری ملت
October 30, 2007 at 5:18 am (Media, Political, رسانه, سیاسی)
آن چه در این بین بیشتر از هر چیز ملال آور و مضحک است و شاید موید این نظر باشد که صداو سیما مردم را ببوی مطلق فرض کرده، انتقاد گاه و بیگاه این بخش خبری از بی صداقتی رسانه های غربی و صهیونیستی است! لابد در تحریریه های خبر صدا و سیما دستگاهی گذاشته اند که وجدان را غیرقابل دسترس می کند و چه دستگاهی کارسازتر از غم قدرت آمر و غم نان مجری؟! این البته مشکل همه رسانه هایی است که صرفا به کار خوابگزاری قدرت می آیند./ا
خدمت بی سابقه احمدی نژاد به جاسبی
October 29, 2007 at 5:27 am (Political, سیاسی)
*
عملکرد مدیریت دانشگاه آزاد در سه حوزه قابل نقد و بررسی است: رویکرد مدیریت دانشگاه در برابر فعالیت های سیاسی دانشجویان،کیفیت آموزشی و بالاخره عملکرد مالی. /ا
رییس جمهوری از این سه، به اولی نپرداخت چون رویکرد دولت خود او در مواجهه با فعالیت های دانشجویی، اگر صلب و سختگیرانه تر از رویکرد جاسبی، به مثابه یک دیکتاتور کوچولو، نباشد، به هیچ وجه ملایم تر هم نیست. به دومی هم نپرداخت چون در این صورت بیشتر از این که جاسبی را عصبانی و منفعل کند خیل فارغ التحصیلان و دانشجویان مشغول به تحصیل را آزرده می کرد. این مساله با رویکرد احمدی نژاد که اینک به اتخاذ سیاست های پوپولیستی و توده محور شهرت یافته، در تضاد آشکار قرار می گرفت. احمدی نژاد تنها به سومی پرداخت. از بالا بودن شهریه و هدر دادن سرمایه های دانشگاه سخن گفت و اینکه خانواده ها از قِبل بالا بودن هزینه تحصیل در مضیقه اند. این، هم رویکرد پوپولیستی رییس جمهوری را ارضا می کرد و هم ظاهرا قرار بود “حال” جاسبی را بگیرد! اولی تا حدی ارضا شد ولی دومی محقق نشد! /ا
تقابل احمدی نژاد با جاسبی نشان داد که دغدغه احمدی نژاد، لااقل دغدغه اولویت دار او، نگرانی از جایگاه “علم” نیست. یا خود او متوجه شد یا کسانی در فرادست از او خواستند این جبهه بد باز شده علیه رفسنجانی را هر چه زودتر ببندد. پیروزی در این جبهه در مقابل ناتوانی دولت او در مواجهه با غول بیدار شده تورم و فشار کم سابقه بین المللی علیه ایران، مثل پیروزی تیم فوتبال در مسابقات گل کوچک محلات بود در مقابل شکست پرگل در بازی لیگ برتر و جا خوش کردن در ته جدول رده بندی … این یعنی هیچ. یعنی الکی خوش بودن … خدمتی که بانی این جنگ غیرصادقانه به جاسبی کرد هیچ کدام از دوستدارانش به او نکرده بودند. /ا
سیاره بخت برگشته ما
October 28, 2007 at 12:21 pm (Book, کتاب)
روسلان وفادار/ ولادیموف/ روشن وزیری
از این ده روز
October 27, 2007 at 5:30 am (Nostalgia, Photo and Cartoon, برای دلتنگی ها, عکس و کاریکاتور)
سیبی که بود
برگ تنها
آماده دفاع
خواب پشت بام می بیند
زیبا
آماده رفتن بعد فصلی سبز
جاده خراسانلو
مرخصی را زنجان بودم و نیم روزی هم صایین قلعه … با عکس هایی که می بینید به یادگاری
شب تار
October 16, 2007 at 9:01 am (A sense, یک حس)
شعر: داریوش ارجمند ، خواننده: محمد اصفهانی، آلبوم “برکت” /ا
ميزنم تيغ به بند بستگي / مگه آزاد بشم ز خستگي
بسه تنهايي ديگه توي قفس/ بسه اين قفس بدون همنفس
ديگه بسه تشنگي بدون آب/ خوردن فريب و نيرنگ سراب
واسه هر كي دل من تنگ ميشه/ تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه
دوستي از رو زمين پاك شده / مردي و مردونگي خاك شده
هر كي فكر خودشه تو اين زمون / تو نخ آب يخ و گرمي نون
بايد حرف دلمو گوش كنم / همه دنيا رو فراموش كنم
دستمو بلند كنم به آسمون / خودمو رها كنم از اين و اون
دلمو جدا كنم از آدما / سينمو پر كنم از ياد خدا
ديگه بسه ديگه بسته انتظار / ابر رحمت به سر دنيا ببار
شب تار شب تار شب تار / آسمون! خورشيد و بردار و بيار
خلیج فارس
October 15, 2007 at 5:41 am (Environment, محیط زیست)
*
شامه ایران دوستی خیلی از ماها آن قدر قویست که اگر عرب یا عجمی در گوشه ای از این کره خاکی به عمد یا سهو غلطی بکند و به خلیج فارس بگوید خلیج عربی یا حتی خلیج، چنان جوش می آوریم و بر او می تازیم که ای نادانِ بهمان جایی فلان چیز خور بی تمدن بی ریشه! به ما توهین می کنی؟! به خلیج فارس ما چپ نگاه می کنی؟! نامه می نویسم، پلاکارد می زنیم، لازم باشد رزمایش راه می اندازیم، تحریم می کنیم، هوار می زنیم… اما آن روی سکه خودمان هم می دانیم عاشق این خلیج پربرکت و مهربان نیستیم … سیلاب فاضلاب از شهرهای بندری که در حجم وسیعی به سر و صورت این پهنه آبی زیبا می ریزد حتی خم به ابروی ما نمی آورد … لاشه نهنگ زخمی به ساحل بندرعباس می رسد، سریع دفنش می کنند. لابد از قبل معلوم است که کسی پیدا نمی شود از خود بپرسد چرا؟ … نیروگاه بندرعباس مازوت روانه خلیج می کند و در بین تعارفات و مصالح اداری نه مقصر محکوم می شود و نه حتی خجلت زده … دلفین ها در ساحل بندر جاسک می میرند، کسی اما غصه دار نمی شود، غصه دار هم که می شود زود فراموش می کند این غم را، این خسران را، این هدر رفتن زیبایی ها را … خدای من، تصور این که روزی خلیج فارس از دست ریاکاری ما دق کند و بمیرد چقدر وحشتناک است … خدایا! بیدارمان کن قبل از این که خیلی دیر شود، قبل از این که از تورهای ماهیگیری به جای ماهی فقط سنگ و مرگ بیرون بیاید. /ا
پرشین بلاگ حامی محرومان
October 15, 2007 at 4:47 am (Zanjan, زنجان)
پوتین برو گم شو
October 14, 2007 at 6:50 am (Political, سیاسی)
حاکمان روسیه چه قبل از انقلاب 1917 و در دوره تزارها، چه در دوران حاکمیت کمونیست ها و چه این روزها هیچ گاه از زخمی کردن ایران و ایرانی سیر نبوده اند. بهترین مناطق ایران را در قالب دو عهدنامه ننگین گلستان و ترکمنچای در دوره فتحعلی شاه بی کفایت از مام میهن جدا کردند. این قزاق های روس بودند که مجلس را به توپ بستند و همین قزاق ها بودند که حرم رضوی را اشغال و گنبد حرم را گلوله باران کردند. استالین بعد از جنگ جهانی دوم گستاخانه چشم به آذربایجان دوخته بود و عده ای وطن فروش را تجهیز کرد که داعیه خودمختاری و استقلال داشته باشند. چه جفاها که بر مردم این خطه زیر پرچم کثیف شوروی نرفت. ارتشِ صدام را شوروی ارتشِ حمله به ایران کرد. اسکادهای روسی بود که ایرانیان خفته در آرامش شهرها را داغدار کرد. در ماجرای انرژی هسته ای هم این روسیه است که هم از آخور می خورد هم از توبره. نه می گوید هستم نه می گوید نیستم. هر بار بهانه ای برای کم کاری و امتیاز گیری سر نیروگاه بوشهر علم می کند. در رژیم حقوقی دریای خزر، سازی را کوک کرده بر خلاف منافع ایران ما … شکم و جیب گنده ای دارد این روسیه: این خرس همیشه نامهربان … به عنوان یک ایرانی حق دارم با صدایی هر چند ضعیف بگویم: پوتین به خانه ات برگرد … پوتین برو گم شو! /ا


.jpg)
.jpg)

