من خبرنگار نیستم ولی خبرنگاران را دوست دارم! از همین رو در نگاه اول هم در مراسم افتتاحیه و هم در محل برگزاری نمایشگاه٬ خبرنگاران ایرنا را کشف کردم. از آقای کریمیان و همکارش خواستم تا از غرفه شرکت بازدید کنند. گفتم که سابقه کار خبرنگاری دارم. آقای کریمیان٬ آقای اصفهانی – رییس فعلی ایرنای زنجان را که مدتی رییس ایرنا در باکو هم بوده – نمی شناخت ولی آقای شهیدیان را که چند وقتی رییس ایرنای زنجان بود و بعد رفت مشهد٬ می شناخت. شهیدیان آدمی بود ترسو و کمی تا قسمتی دروغگو. خب! اگر به شما بگویند احمدی نژاد یک هفته تمام توانسته جلوی هیجاناتش را بگیرد٬ همان اندازه تعجب خواهید کرد که من تعجب کردم وقتی که آقای کریمیان به من گفت: شهیدیان رییس دفتر ایرنا در بغداد شده بود! … تصور حضور شهیدیان در بغداد خون و انفجار هم برایم خنده دار است. جدای از این که سلامتی اش را به طور کلی آرزو می کنم ٬ به طور خاص امیدوارم بعد از ماموریتش دچار لکنت زبان نشده باشد و همچنان بتواند به کشور خدمت کند! /ا
—-
نکته: من امروز دچار سندرم زیادی آپ دیت کردن وبلاگ شده ام. ببخشید. /ا
نرگس گفت،
ژوئن 1, 2007 در 1:45 ب.ظ
الامان!! بابا مهلت بدهید… یکی یکی… عجب سندرمی… هلیکوپتری کار میکنه :دی.. یه کمی این نوشته شخصی تر از این بود که من نظری بدم در موردش… البته شخصی که میگم از این نظر که من خب نمیشناسم..نشناختن هم دلیل خوبیه واسه نگفتن