نام کوچک

کاش دل‌تنگي نيز نام ِ کوچکي مي‌داشت
تا به جان‌اش مي‌خواندی:
نام ِ کوچکي
تا به مهر آوازش مي‌دادی،

همچون مرگ
که نام ِ کوچک ِ زنده‌گي‌ست
و بر سکّوب ِ وداع‌اش به زبان مي‌آوری
هنگامي که قطاربان
آخرين سوت‌اش را بدمد
و فانوس ِ سبز
به تکان درآيد:
نامي به کوتاهي‌ آهي
که در غوغای آهنگين ِ غلتيدن ِ سنگين ِ پولاد بر پولاد
به لب‌جُنبه‌يي بَدَل مي‌شود:
به کلامي گفته و ناشنيده انگاشته
يا ناگفته‌يي شنيده پنداشته.

شاملو

۱ دیدگاه

  1. Anonymous گفت،

    فوریه 20, 2007 در 1:06 ب.ظ

    salaam


فرستادن دیدگاه