شبنم پاکیزه

او شبنم پاکیزه ای بود
که در دام گل خورشید افتاد
فروغ

2 دیدگاه

  1. Anonymous گفت،

    فوریه 12, 2007 در 7:18 ق.ظ

    سلام محمد جان. من تازه خبر را خواندم.
    شرمنده این مدت اصلا نبودم.
    امیدوارم خداوند به شما صبر بدهد. و آرامش .
    امیدوارم روحش غرق در نور باشد.
    خدایش بیامرزد
    آورا

  2. azkhodbakhish گفت،

    فوریه 14, 2007 در 8:30 ب.ظ

    سلام محمد عزیز . خوندن سطوری که برای خواهر نازنینت نوشتی اشک رو تو چشمام پر کرد . من خوب میفهمم که چه دردی داره از دست دادن خواهر یا برادر . نمیدونم چی بگم که کمی دلداریت باشه . فقط میدونم که جای خالیشون همیشه خالیست و یادشان همیشه درقلب آدم زنده . یادش گرامی و روحش شاد . برای خودت و خانواده صبر و تحمل روز افزون آرزو میکنم . سبز باشی .


فرستادن دیدگاه