سلام . محمد جان سراغی از فقرا نمی گیری !حق بده متعجب باشم . اما صدام! سینه ام هنوز از درد کشتار حلبچه می سوزه . اما وقتی خبر اعدامش را شنیدم ، بی اختیار گریستم . نه برای کشته شدنشه که اصلا فرقی برایم نمی کرد … به خاطر همه ی فرصت هایی که با حماقت او از تو ومن گرفته شد . اگر جنگی نبود ، شک نکن که وضعیت ما بسیار متفاوت تر از اکنونمان بود . اما حیف که حماقت او و سوء استفاده های بعد از حمله اش چه ها که بر سر ایران و ساکنانش نیاورد … محمد جان عزیز و مزیز …. با به از همین باش که … آره !
سلام.من اولین باره که بلاگ شما رو دیدم.مطالب جالبی دارید.مخصوصا صدام با اقای مهندس رزاقی موافقم.ما هنوز داریم تاوان این جنگ رو پس میدیم و سالها هم همین طور.برخی هم که مستقیما هنوز با پیامدهای این جنگ ناخواسته درگیرن.اعدام برای او بسیار بسیار کم بود ولی به چه دلایل سیاسی نتونستن اونو بیشتر از این مجازاتش کنن نمیدونم. موفق باشید
همه اش خیال میکنم اگه آسمان دافعه داشت همه امون ادمای سربه زیری میشدیم.عین ببخشیدا تو سری خورده ها…:)) ولی با مزه بود.. خب اونموقع ها علم اینقدر پیشرفت نکرده بوده که نیوتن به این ابعاد دیگه نظریه اش فکر کنه…شما ببخشید به بزرگواری خودتون
بازرگان گفت،
ژانویه 4, 2007 در 8:21 ق.ظ
چه جالب
سعید گفت،
ژانویه 4, 2007 در 2:41 ب.ظ
سلام . محمد جان سراغی از فقرا نمی گیری !حق بده متعجب باشم . اما صدام! سینه ام هنوز از درد کشتار حلبچه می سوزه . اما وقتی خبر اعدامش را شنیدم ، بی اختیار گریستم . نه برای کشته شدنشه که اصلا فرقی برایم نمی کرد … به خاطر همه ی فرصت هایی که با حماقت او از تو ومن گرفته شد . اگر جنگی نبود ، شک نکن که وضعیت ما بسیار متفاوت تر از اکنونمان بود . اما حیف که حماقت او و سوء استفاده های بعد از حمله اش چه ها که بر سر ایران و ساکنانش نیاورد … محمد جان عزیز و مزیز …. با به از همین باش که … آره !
samaneh گفت،
ژانویه 4, 2007 در 10:12 ب.ظ
سلام.من اولین باره که بلاگ شما رو دیدم.مطالب جالبی دارید.مخصوصا صدام با اقای مهندس رزاقی موافقم.ما هنوز داریم تاوان این جنگ رو پس میدیم و سالها هم همین طور.برخی هم که مستقیما هنوز با پیامدهای این جنگ ناخواسته درگیرن.اعدام برای او بسیار بسیار کم بود ولی به چه دلایل سیاسی نتونستن اونو بیشتر از این مجازاتش کنن نمیدونم.
موفق باشید
نرگس گفت،
ژانویه 5, 2007 در 9:50 ق.ظ
همه اش خیال میکنم اگه آسمان دافعه داشت همه امون ادمای سربه زیری میشدیم.عین ببخشیدا تو سری خورده ها…:)) ولی با مزه بود.. خب اونموقع ها علم اینقدر پیشرفت نکرده بوده که نیوتن به این ابعاد دیگه نظریه اش فکر کنه…شما ببخشید به بزرگواری خودتون
هومن گفت،
ژانویه 6, 2007 در 11:41 ب.ظ
چون ما به زمین تعلق داشتیم!
فاطمه گفت،
ژانویه 7, 2007 در 10:17 ب.ظ
ـا شاید از آسمانی شدن نا امید نشویم