امشب خورشید بیشتر از هر شب دیگری می خوابد. امشب شب یلداست. شب زیباترین انتظار برای دورترین صبح. شبی که آفتاب از پس آن می آید که بیشتر و بیشتر با ما باشد. نه که شب بد باشد، نه. حتی تصویری نیز از سکوت و آرامش نهفته در شب را در دل هیچ پناهگاهی نخواهی یافت. اما شب یلدا آغاز بازگشت روشنایی است که دوستش داریم … شب یلداتان مبارک … /ا
با چشمانی خیره به تقدیر فلک و دلی حسرت بار، شب یلداهای ما با یاد خیر دو عزیز سپری می شود: آقا رضا (که بیست و دو سال قبل) و مهدی (که پنج سال قبل) در طولانی ترین شب سال و در جاده های سرد این دیار، ساعت عمرشان از حرکت باز ایستاد. تصور طلوع خورشیدهایی که برای همیشه غروب کرده اند، چه لذت بخش است و چه درد آور وقتی فراتر از تصور نمی رود این طلوع … /ا
shohreh گفت،
دسامبر 21, 2006 در 9:10 ب.ظ
شب یلدای تو هم بهمراه همسرت و دختر گلت مبارک محمد جان . روح رفتگان هم شاد و یادشان گرامی . سبز باشی .
آورا گفت،
دسامبر 21, 2006 در 11:42 ب.ظ
شب یلدا خوش بگذره
فاطمه گفت،
دسامبر 22, 2006 در 12:11 ب.ظ
عمرتون صد شب یلدا… برای دوستانتان هم شادی و آرامش روح آرزو می کنم… در ضمن ممنون از این که در وبلاگتان را به وبلاگ من لینک کردید…
نرگس گفت،
دسامبر 22, 2006 در 12:22 ب.ظ
بلندترین شب سال رو به یاد عزیزان سپری کردن هم لذتی داره… اگرچه درد آوره…روحشان شاد… دخمل کوچولوتون رو ببوسید که این شب یلدا اولین شب یلدای زندگیشه…