فحاشی پان ترکیست ها در خدمت هویت طلبی

زمانی که من در نشریه پیام زنجان کار می کردم، علیه فعالیت های موذیانه سمپات های جریان تجزیه طلب پان ترکیست در زنجان که مدعی جدایی مناطق آذری نشین ایران و الحاق آن به جمهوری آذربایجان هستند، تلاش فراوانی کردم و به طور طبیعی آماج عنوان تهدیدها و دشنام ها قرار گرفتم. کار حتی به نوشتن شبانه شعار “زنده باد آذربایجان – مرگ بر معینی” (!) با اسپری روی دیوار نشریه هم کشید (فکر نمی کردم این اندازه مهم باشم و موفق در حالگیری!) الحق مدیریت نشریه هم مدافع این رویکرد بود و روشنگری علیه این جریان بدذات و دو رو در پیام زنجان همچنان ادامه دارد. من حتی بسیار قبل تر و در سال هفتاد و دو هم در قبال رویکرد حمایتی هفته نامه امید زنجان نسبت به تجزیه طلبان نامه ای اعتراض آمیز با ذکر مشخصاتم به این نشریه فرستادم که البته هیچ گاه چاپ نشد ولی اگر اشتباه نکنم یکی – دو شماره بعد، امید زنجان سرمقاله خود را به تکذیب اتهامات علیه خود مبنی بر همنوایی با پان ترکیسم اختصاص داد. این جریان در زنجان با رخنه در برخی از مطبوعات محلی و تشکلهای دانشجویی و هنری، توزیع اطلاعیه و دعوت از افراد شاخص شهره به ضدیت با فرهنگ ایرانی و تمامیت ارضی کشور، کار را حتی به تجلیل علنی از پیشه وری که رویای جدایی آذربایجان را از ایران زیر سایه استالین داشت، کشاندند. شروع تعارض جدی ما با این جریان به برگزاری همایشی در زنجان زیر عنوان بزرگداشت حکیم هیدجی بر می گردد. در این همایش به ظاهر علمی و فرهنگی که جو غالب بر آن هیجانی و سیاسی بود و به خصوص در اختتامیه آن، سمپات های جریان پان ترکیستی شور خود را به اوج رساندند و نیت واقعی خود را بروز دادند چنان که مشخص شد نام نیک حکیم هیدجی که از قضا اشعار فارسی وی تعمدتا مورد بی اعتنایی در این همایش قرار گرفت و تنها ارائه کننده مقاله به زبان فارسی هم در این همایش مورد هجمه قرار گرفت، صرفا سرپوشی است برای سربازگیری و طرح عقاید پان ترکیستی با حضور عناصر شاخص این جریان. پیام زنجان شدیدا علیه این همایش موضع گیری کرد و این آغازی شد بر انتشار اخبار و مقالاتی علمی و تحلیلی درباره ماهیت جریان پان ترکیست که کم و بیش تا کنون ادامه داشته است. پان ترکیست ها هم البته ساکت نبوده اند و به فحاشی و تهدید ادامه داده اند. این رویکرد انفعالی از جمله در قالب ارسال ایمیل های تهدید آمیز، مبتذل و حتی مستهجن نمود یافت. با وجود آن که می خواهم درباره این جریان در زنجان باز هم مطلب بنویسم اما در این بخش از نوشته ها ، یک نمونه از ایمیل های دریافتی را منتشر می کنم. در باره این که این ایمیل ها از کجا می آید و قرار است به کجا برسد بیشتر توضیح خواهم داد… پیشاپیش بابت درج متن مبتذل این نامه (با وجود حذف قابل توجهی از فحاشی ها) از همه شما عذرخواهی می کنم. کلماتی که به رنگ دیگر مشخص شده اند مربوط می شود به توضیحاتی که من به متن اضافه کرده ام. به طور کاملا واضحی متن نامه ها نشان می دهد که این جریان، اجرای پروژه فحاشی خود را به عناصر کم مایه و بی سوادتر خود سپرده است. /ا
بخشی از متن نامه: باز هم که در شماره قبلی نشريه پيام عرعر کرديد و اراجيف نوشتيد . خاک بر سرتان با اين چرت وپرت نوشتنتان که همه را به خودتان می خندانيد و خوب مسخره و ملعبه مردم شده ايد . اما اين که من جواب شما (فحش حذف شد) را بعد از يک هفته می دهم به خاطر مسائل امنيتی است (؟!) … درواقع اقدام گوگل کاری بسيار بسيار خوب بود (در معرفی تبریز به عنوان بخشی جدا افتاده از جمهوری آذربایجان ! ) و اين را بدانيد که زمانی گوگل شهر ما زنگان (پان ترک ها سعی دارند نام زنگان را جایگزین زنجان کنند) را هم در روی آذربايجان جنوبی خواهد آورد . من به مديريت گوگل ايميلی زدم و از اقدام آنها بسيار بسيار تشکر کردم به کوری چشم شما (فحش حذف شد) اما اينکه در مراسم ستارخان به دانشجويان دانشگاه دولتی زنگان ماشين داده نشد ولی دانشجويان با پول خود به مراسم رفتند و آن مراسم را اجرا کردند . هيچ عيبی ندارد دانشجويان زهرش را جای ديگر می ريزند (به تناسب فاعل و مفعول توجه دارید؟!) شما (فحش حذف شد) نگران آن نباشيد. ياشاسين بيرلشميش آذربايجان (زنده باد آذربایجان متحد) – ياشاسين تورک (زنده باد ترک – پان ترکیستها خیلی دوست دارند به جای ترک بنویسند تورک. شاید این طوری هویت شان راحت تر پیدا شود و هویت همان چیزیست که مدعی اند به دنبالش می گردند!)/ا