صد سال سیاه هم مشارکت نکنند

اصلا دوست نداشتم تا درباره چیزی که می خواهم بنویسم، بنویسم (!) و خانم جعفری را که علاقمندی اش را به وبلاگ نویسی به عنوان یک کانال ارتباطی روزآمد و خوب نشان داده، از وبلاگ نویسی ناامید کنم. وی شاید تنها مقام مسوولی در زنجان باشد که وبلاگ دارد. حالا هم امیدوارم این نوشته او را ناامید از نوشتن نکند. ولی چند نوشته اخیر او مرا ناگزیر کند تا بنویسم شاید به عنوان کسی که پیشنهاد کاندیداتوری در تهران دارد بیشتر نوشته هایش را کنترل کند و دوباره قصد شرکت در انتخابات نداشته باشد (!) /ا
**
دو سال قبل و در جریان انتخابات شوراها در برخی شهرها از جمله در زنجان برخی خانم ها با اتکا به رایی که مردم همیشه در صحنه به “قیافه” می دهند، راهی شوراهای شهر شدند. یکی از این خانم ها، خانم
رقیه جعفری بود… /ا
وی در یادداشت اخیرش نوشته: “ازبين چهار هزار و هشتصد و بیست و هشت نفر داوطلب نود و شش نفر را (در زنجان) بانوان تشكيل ميدهند، اين آمار نشان دهنده مشاركت بسيار پايين زنان در امور اجتماعي وسياسي ميباشد”. البته که مشارکت بانوان در فعالیت های اجتماعی و سیاسی لازم است ولی کدام بانوان؟! بانویی که بنویسد: “
سن انسان از خطوط گوشه چشم تشخيص داده ميشودكسي كه وارد سي سالگي ميشود اولين خط كنار چشم نمايان ميشود و با بالا رفتن سن به اين خطوط افزوده ميشود، اما امروز كه وارد سي و سه سالگي شده ام اثري از اين خطوط بر گوشه چشمانم نميبينم” (؟). یا آن قدر خیالاتی باشد که بنویسد : “چند روز پيش يكي از آشنايان وزارت كشوري با من تماس گرفت و پيشنهاد داد با توجه به نزديك بودن انتخابات ميان دوره اي مجلس شوراي اسلامي در حوزه ي انتخابيه تهران در اين انتخابات شركت نمايم و ابراز اطمينان ايشان مبني بر حمايت همه جانبه مرا به فكر شركت در اين انتخابات از حوزه ي تهران واداشت“؟
چنین فرد یا افرادی معلوم است که هیچ گلی به سر مردم نخواهند زد. چنین افرادی شهرداری را انتخاب می کنند که از به پایان رساندن یک تقاطع غیر هم سطح هم عاجز می ماند، شهرداری را انتخاب می کنند که فقط در حرافی برتر باشد، هیچ گرهی از گره کور ترافیک زنجان باز نمی کنند، سر هیچ و پوچ به هر می بپرند، عشق شان تیتر شدن شان باشد در نشریات … صد سال سیاه هم نباید چنین کسانی در امور اجتماعی و سیاسی مشارکت داشته باشند. متاسفانه فضای رقابت انتخاباتی در کشور چنان آلوده می شود که افراد متین و باسواد و با تجربه کمتر جرات می کنند وارد کارزار انتخاباتی شوند. این شانس بزرگ کسانی است که با انبانی خالی از متانت، دانش و تجربه می شوند متولی امور مردم و مردم را با خودشان به ته دره عقب ماندگی می برند. /ا
**
آپدیت دوم: /ا
یکی از دوستان پیشنهاد کرد بعضی از کامنتهای وبلاگ خانم جعفری (این فعال اجتماعی و شورای شهری) را هم برای شما بازنویسی کنم. به نظرم پیشنهاد جالبی آمد. بدون شرح چند کامنت زیر را بخوانید فقط توجه کنید که در وبلاگ خانم جعفری فقط کامنتهایی نمایش داده می شود که صاحب وبلاگ آن ها را تایید کرده باشد: /ا
سلام خاله جون حيف شد كه شركت نكردي.اما در عوض بايد يه دخترخاله خوشگل و تپل مثل خودت برامون به دنيا بياري و در آينده نزديك اميدوارم براي مجلس كانديدا بشي
سلام خاله جوووون اين عكست خيلي قشنگه خاله جون تازه امروز ديدمش عالييييييييييييه عالييييييييييييييييييييييي

خوب اين خيلي خوبه كه مي خواهي توي شهر خودت بموني و به هم وطناي خودت خدمت كني اما خيالت هم جمع باشه اگه توي تهران هم كانديدا بشي كلي راي مياري

پلنگ چه در طارم باشد يا ديار خمسه و حتي طهران بازهم پلنگ است. راز هوش ربايي چشمان اين پلنگ تمام عوالم را در بر گرفته. باشد كه چون انوشه در آسمان ها گام نهد و بر پرنيان خوش احساس بنشيند

سلام خانوم حقوقدان عزيز ما
انشاا… تا سي و سه سال ديگه صورت قشنگت بدون خط بمونه ….
خاله اينا رو ول كن ؟ فرانسه كي مي ري؟