اکتبر 4, 2006 در 6:15 ق.ظ (A sense, یک حس)
اکتبر 4, 2006 در 8:22 ب.ظ
راست میگی تابحال به این فکر نکرده بودم . سبز باشی.
اکتبر 4, 2006 در 9:31 ب.ظ
بعضیها زیر باران فقط خیس میشوند بی آنکه بدانند زیر باران می شود زنده شد ، نفس کشید ، عشق شد و مهمتر از همه می توان چتری برای دیگری شد
همشهری گرامی از آشنایی باهاتون خوشحالم
اکتبر 5, 2006 در 5:17 ق.ظ
I like to set up a link to you from the California Travel blog. What do you think about that?
اکتبر 5, 2006 در 4:43 ب.ظ
Travel Agents stuff. Devices, reviews, services…
اکتبر 7, 2006 در 9:15 ب.ظ
من جزو اونایی ام که زیر بارون “اصلا”خیس نمیشن :دی… من بارون رو بدون خیس شدن ترجیح میدم… میشه بدون خیس شدن هم عاشق شد…عاشق ماند…و پنجره ها همیشه با خیس شدن عاشق هم میکنند… فقط خیس میشوند تا عاشق کنند
نام
رایانشانی
شناسه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
مرا در مورد نوشتههای تازه از طریق رایانامه آگاه کن.
azkhodbakhish گفت،
اکتبر 4, 2006 در 8:22 ب.ظ
راست میگی تابحال به این فکر نکرده بودم . سبز باشی.
tara گفت،
اکتبر 4, 2006 در 9:31 ب.ظ
بعضیها زیر باران فقط خیس میشوند بی آنکه بدانند زیر باران می شود زنده شد ، نفس کشید ، عشق شد و مهمتر از همه می توان چتری برای دیگری شد
همشهری گرامی از آشنایی باهاتون خوشحالم
Anonymous گفت،
اکتبر 5, 2006 در 5:17 ق.ظ
I like to set up a link to you from the California Travel blog. What do you think about that?
Spirit گفت،
اکتبر 5, 2006 در 4:43 ب.ظ
Travel Agents stuff. Devices, reviews, services…
نرگس گفت،
اکتبر 7, 2006 در 9:15 ب.ظ
من جزو اونایی ام که زیر بارون “اصلا”خیس نمیشن :دی… من بارون رو بدون خیس شدن ترجیح میدم… میشه بدون خیس شدن هم عاشق شد…عاشق ماند…و پنجره ها همیشه با خیس شدن عاشق هم میکنند… فقط خیس میشوند تا عاشق کنند