ضربه سنگین رفسنجانی

کسانی که تحولات سیاسی ایران را دنبال می کنند به خوبی می دانند که اگر در آستانه برگزاری انتخابات مجلس ششم کسانی چون اکبر گنجی و عباس عبدی از جبهه مشارکت طلایه دار تخریب رفسنجانی بودند، از پس از مطرح شدن کاندیداتوری احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری این کار توسط محور “سپاه – مصباح” به طور جدی تری دنبال شد. هر چند نباید فراموش کرد که جریان تخریب رفسنجانی همواره توسط کسانی که مشی معتدلانه او را مخالف ایدئولوژی تمامت خواه خود داسته اند بر قرار بوده است. رفسنجانی اما طی چند روز اخیر ضربه بسیار محکمی به جریان “سپاه” و محسن رضایی (فرماده سابق آن) زد. رضایی بعد از کناره گیری از فرماندهی سپاه در سالی که خاتمی برای اولین بار رییس جمهور شد، از سوی رهبری نزد رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده شد. رفسنجانی از جمله در مصاحبه با ویژه نامه همشهری از نامه ای سخن به میان آورد که محسن رضایی در اواخر جنگ به آیت الله خمینی نوشته و در آن برای پیروزی در جنگ درخواست تجهیزات جنگی بسیار گسترده ای را کرده. محسن رضایی بلافاصله از طریق سایت نزدیک به خود (بازتاب) اصل نوشتن نامه را تکذیب کرد اما طولی نکشید که دفتر رفسنجانی باانتشار متن کامل نامه ای که آیت الله خمینی (ره) طی آن به صراحت به نامه فرمانده وقت سپاه اشاره کرده، محسن رضایی را “ضایع” کرد! تصویر نامه را هم سایت انتخاب منتشر کرد. البته رسانه های خارجی به این نامه از آن رو حساس شده اند که طی آن مشخص شده محسن رضایی برای کسب پیروزی پیشنهاد داشتن بمب اتمی را داده است … اما به راستی چرا رفسنجانی چنین کرد و چنین جبهه سنگینی را گشود؟ /ا
به نظر من رفسنجانی به جریان سپاه که با علم کردن “مصباح یزدی” و طلبه های تندروی اطراف وی کمر به نابودی او بسته اند نشان داد که
در درخشان ترین سابقه ای که برای خود قائلند ادعاهای “گنده” و خطاهای “فاحش” داشته اند که تنها لب فروبستن کسانی چون او (رفسنجانی) هیبت آن ها را فرو نریخته. رفسنجانی از سوی رهبر فقید انقلاب به عنوان فرمانده جنگ منصوب شده بود و کسی نمی تواند در جریان “دفاع مقدس” کاتولیک تر از رفسنجانی باشد. ساده اندیشی است اگر تصور کنیم محسن رضایی هدف اول رویکرد افشاگرانه رفسنجانی بوده است اما در عین حال توجه داریم که او در حالی محسن رضایی را “ضایع” کرده که به خوبی می داند او توسط آیت ا… خامنه ای حکم دارد که کنار دست او در مجمع تشخیص مصلحت نظام بنشیند. شاید یک نیشگون به دفتر رهبری ! رفسنجانی سال ها قبل در دوران ریاست جمهوری اش گفت: “من و رهبری در نود درصد مواقع اتفاق نظر داریم” این یعنی ده درصد اختلاف با ولی فقیه و این یعنی پا روی دم شیر گذاشتن. رفسنجانی به این ترتیب “فاصله” را تایید کرده بود .. رفسنجانی اینک می خواهد به کسانی که به نام دفاع از انقلاب و اسلام همه وجود و شخصیت و اندیشه عملگرای او را زیر سئوال می برند یادآوری کند که هنوز گنجینه ای از اسرار در دل خود دارد که مدعیان را به راحتی یک جرعه آب خوردن رسوا می کند… سپاه اینک ضربه سنگینی خورده. به طور حتم سپاه و به تبع آن جریان مصباح تدارک دیگری علیه رفسنجانی خواهند دید. شاید او متهم شود که یک نامه محرمانه را در این شرایط حساس بیرون داده و یا این که چرا در این هجده سال در این باره چیزی نگفته. .. اقدام رفسنجانی در رو کردن برگ های برنده ای که در جیب داشته و دارد معادلات سیاسی را دچار تغییر و تحول بزرگی خواهد کرد. تضارب خط رفسنجانی و خط رهبری اینک به نقطه حساسی رسیده است. /ا
*
محمد علی ابطحی: همه آشنايان به سياست مي دانند هاشمي برگه ها و خاطرات فراواني از اين دست در اختيار دارد… متن کامل
نیک آهنگ کوثر: ناراحتی گروه اصولگرا هم از این است که در صورت تکرار شرایط جنگی که دنبالش هستند، عدم اعتماد عمومی به ایشان سد راه جذب نیرو شود … متن کامل

ریشه کن کننده


یکی از مباحث مورد علاقه برای بحث و نظر در بین عوام و خواص، بحث “دین” بوده و است. چرایی های فراوانی در این زمینه مطرح شده و پاسخ های متنوع و گسترده ای نیز ارائه شده است … چند روز پیش حدیثی از حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دیدم که خیلی برایم جالب بود… شما فکر می کنید “ریشه کن کننده” دین چه باشد؟! پاسخ به این سئوال به صورت اتوماتیک ذهن را برای یافتن پاسخ تعداد بسیار بیشتری از سئوالات کمک می کند. پیامبر اکرم “تیره شده رابطه میان مردم” را به صراحت ریشه کن کننده دین دانسته اند. جالب نیست؟! کسی که بخواهد ریشه دین را بکند کافیست تا رابطه بین مردم را به صورت سیستماتیک به هم بریزد./ا

فضیلت پرشکوه

هفته گذشته اوریانا فالاچی روزنامه نگاز شهیر ایتالیایی زندگی را به سرطان باخت و درگذشت. نظرات اخیر او درباره خطر مسلمانان برای اروپا بسیار چالش برانگیز بوده. مصاحبه های فوق العاده حرفه ای و زیبایی با مشاهیر عالم سیاست داشته که به نظر من کسانی چون شارون خونریز و قذافی دیکتاتور بعد از مصاحبه حتما چند شبی خوابشان نمی برده ! کتاب “یک مرد” او که به مبارزات و زندگی همسرش پرداخته واقعا زیباست و خواندنی … این جمله فالاچی را هیچ وقت نمی توانم فراموش کنم: روزی که حوا سیب ممنوعه را چید، گناه به وجود نیامد. آن روز یک فضیلت پرشکوه به دنیا آمد: نافرمانی . /ا

یاد گذشته

امروز اول مهر است … به یاد اول مهر بیست و پنج سال پیش می افتم … روزی که من هم دانش آموز شدم. من از قبل از مدرسه رفتن هم علاقه عجیبی به سیاه و خط خطی کردن کاغذ داشتم. مثل حالا! ولی خب الان مستقیما تایپ می کنم و کاغذ حرام نمی شود! یادم هست چند روز قبل از مدرسه رفتن به رسم آن روزهای خودمان، پدر برایم دفتری خرید. من هم فکر کردم این هم از آن دفترهایی است که درست شده تا به عشق خودم در آن خطی خطی کنم و در اوج خلاقیت نقاشی، ولی نگو این دفتر قرار است اولین دفتر دانش آموزی من باشد! روز مدرسه سوار ترک موتوری شدم که برادرم علیرضا می راند و رفتیم مدرسه که آن روزها اسمش “قدس” بود. تا رسیدم یادم آمد که هیچ دفتر و قلمی با خودم نیاورده ام. علیرضا برگشت و برایم دفتر و قلم از خانه آورد. دفتر اما از همه دفترهای قبلی ام لاغرتر بود. دقت که کردم دیدم این همان دفتری است که صفحات سیاه شده اش کنده شده ! … همین الان هم یادم هست در کدام کلاس و کدام تخت دبستانمان می نشستم. معلم مان آقای تقی واعظی بود. همه این حروفی که این روزها از آن ها کمک می گیرم تا حس و منظور خودم را منتقل کنم یا جرعه ای از حس و منظور دیگران را بچشم برای اولین بار از آقای واعظی آموختم. خدا حفظش کند. هر وقت که می بینمش گویی به بیست و پنج سال پیش پرتاب می شوم! … /ا
نکته (!): همیشه از غرق شدن در حس گذر زمان نوعی سرما و دلتنگی وجودم را در بر می گیرد. حسی که نمی دانم چرا دوستش دارم! شاید به همین دلیل است که تماشای فیلم درخت گلابی مهرجویی را خیلی دوست دارم. این فیلم لبریز از حس گذر زمان است. /ا

مهشاد 12

مهشاد 11

مهشاد 10 – من مصاحبه نمی کنم ! /ا

آینده را گریزگاه دانستن

امروز سالروز فاجعه یازده سپتامبر است. خاطرم هست پس از این حادثه اکونومیست تیتر زد: تغییر جهان. و واقعا هم چنین بود و برای همه ثابت شد که جهان بعد از یازده سپتامبر پنج سال پیش جور دیگری شد. اما به واقع تغییر جهان از مدت ها قبل تر شروع شده بود. یکی از نشانه های آن هم این بود که کسی چون اسامه بن لادن میلیونر، کاخ های وسیع حجاز را رها کرده و دهلیز غارهای افعانستان را برگزیده بود. او از چشمه ای سیراب شده بود که با سم ایده ایدئولوژی برتر برای همیشه مسموم است. هر کسی از آب این چشمه بنوشد جز دو رنگ سیاه و سفید را نمی شناسد. کسی که با او نیست ضد عدالت است، ضد نظام خدایگان اوست، ضد اسطوره مقدس آیین اوست. ضد او فقط یک خاصیت دارد: بمیرد تا مایه عبرت اضداد شود. بسوزد تا ایدئولوژی او گر بگیرد. شکنجه شود تا بشکند و بپاشد. این چشمه مشتریان زیادی دارد متاسفانه. و یازده سپتامبر هنوز تمام نشده است . باید انسان و انسانیت اعتبار و جان بگیرد تا این چشمه خشک شود و این راه بس دراز و البته مستقیم ترین راه است! د

چند نکته پراکنده:

چند شماره مرداد ماه نشریات زنجان را دیدم. به نظر من هفته نامه البرز خرم به لحاظ تعدد نویسندگان همکار اهل قلم، توجه به گزاش خبری و مصاحبه در حال حاضر موفق ترین نشریه زنجان است. با تیترهای تنها روزنامه زنجان یعنی مردم نو همچنان مشکل دارم. نمی دانم دوستان چرا این قدر به سبک روزنامه های ورزشی از عنصر تزیین در تیتر استفاده می کنند. چقدر تیترهای روان تر می توانند استفاده کنند و نمی کنند. نمی دانم چرا؟! فصلنامه زنجانی ها را هم دیدم با طرح روی جلد جذاب و صفحه بندی نه چندان دلچسب و گذشته از همه این ها، همت عالی دکتر سعیدی عزیز و بزرگوار که بعد از سال ها اقامت در کانادا و آلمان دوباره رو به زنجان آورده و با همسر هنرمندش (خانم شهرزاد اصولی) می خواهند ادای دین به زادگاهشان کنند. صاحب امتیاز این فصلنامه انجمن زنجانی هاست (البته زنجانی های بیرون از زنجان!). گزارش های خبری چاپ شده در شماره اول به نظرم همگی اثر قلم توانای خود دکتر سعیدی است. اگر او نبود انجمن زنجانی ها شاید سایه ای بیش نبود! /ا

در روزنامه ها نوشته بود که فقط یک مهماندار به حادثه دیدگان هواپیمای توپولوف در فرودگاه مشهد کمک می کرده و قبل از مسافران بیرون نپریده! دو سال قبل وقتی یک هواپیما در فرودگاه مهرآباد از باند خارج شد همه خدمه و خلبان زودتر از مسافران بیرون پریده بودند به همین دلیل به نظر می رسد با توجه به حادثه فرودگاه مشهد دچار پیشرفت در وجدان کاری شده ایم. کاش صدا و سیما در باره این پیشرفت هم خبری پخش کند. حالا که این همه خبر درباره ملت مخترع هر روز و شب پخش می کند این یکی هم روش! /ا
از زنجان شصت و پنج کیلومتر که به طرف تهران حرکت کنی به شهر کوچکی می رسی به اسم صایین قلعه که زادگاه من است. تا چهارده سالگی صایین قلعه بودم و بعد اولین هجرت بزرگ زندگی و به زنجان. دهخدا در لغت نامه وزین خود نوشته که نام اولیه صایین قلعه، قهرود بوده و بعد از حمله مغول شده صایین قلعه. تپه ای در صایین قلعه وجود دارد که آثار باستانی مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد از دل آن بیرون آورده اند. خلاصه این که از آن جاهایی نیست که ناگهان سبز شده باشد و پیشینه تاریخی قابل توجهی دارد. در سفر اخیرم به زنجان و صایین قلعه متوجه شدم بعضی اعضای شورای شهر و امام جمعه جوان صایین قلعه همت کرده اند که نام صایین قلعه را به صایین شهر تغییر دهند. البته این مرض تاریخی ماست که الکی خودمان را با نقش و نگار ایوان خانه هایمان مشغول کنیم در حالی که خانه خود از پای بست ویران است. نامه بسیار تندی علیه این اقدام نوشتم که پیام زنجان چاپش کرد. شورای شهر جوابیه ای داد و من هم توضیحی بر جوابیه شان. این مجادله بازتاب زیادی در صایین قلعه داشته. یادم هست در داستان الحاق صایین قلعه به سلطانیه هم یادداشت های من مورد توجه هم ولایتی ها قرار گرفت و در نهایت این اتفاق بد رخ نداد. بعد ها یکی از فرمانداران به من می گفت که نوشته هایی تو در این باره خیلی موثر بود. حالا هم خوشحال می شوم اگر این مجادله این پرونده مضحک را برای همیشه ببندد
علیرضا بازرگان وبلاگ نویسی را بعد از مدتی در منزلی جدید باز هم شروع کرده. همو بود که مرا با وبلاگستان آشنا کرد و این آشنایی دنیای مرا تغییر داد. تا عمر دارم مدیونش هستم. نام کتاب شعرش را برای وبلاگش انتخاب کرده. با خواندن برخی شعرهایش برای لحظاتی پلک زدن هم حتی یادم می رود
مرد تنهای زنجانی مقیم کیش لینک های خوبی دارد. از دست ندهید
و
این همه افتخار زیر یک اسم؟! … آفرین
دانشجوی ایرانی مقیم مالزی. شخصیت و سواد پدر بزرگوار و متانت خودش را می ستایم. هر چند خودش اهل بروز دادن نیست. مدت هاست با وبلاگش آشنا هستم
یک ایرانی مقیم ایرلند سابقا معلم مقیم هیروشیما و در حال عزیمت به دیار استکبار جهانی! دخترش یازده ماه از مهشاد خانم ما بزرگتر است . وقتی سیاسی می نویسد باورت نمی شود که پست قبل ترش که سیاسی نبوده نوشته خود اوست به این معنا که در طیف وسیع و جالبی مطلب می نویسد
یک ایرانی مقیم آلمان. سلیقه اش را در انتخاب عکس همیشه ستایش کرده ام . خاطراتش از دوران اقامت در آلمان خواندنی بود
مهدی عزیز! همیشه فکر می کنم او دو برابر سنش سواد دارد. زنجانی است
این دانشجوی فوق لیسانس … درس شیمی می خواند و نه از روی سادگی نوشته های توانایش پر است از سه نقطه! شاید حرف هایی که نمی توان نوشت یا زد
یک عزیز دیگر با این امتیاز دیگر که زادگاه مان یکی است! مدتی است خبری نیست از دلتنگ! /ا
رامین به عنوان همکار مطبوعاتی زنجانی … همیشه نگهبانی می دهم تا به روز کند. وقتی درباره مطبوعات زنجان می نویسد خیلی خوب می نویسد ولی مثل خودم در هشتاد و نه در صد اوقات حس نوشتن ندارد ! به هر حال از این که هنوز می نویسد خوشحالم ولی وقتی عصبانی می شود از چیزی که نمی گوید هم چیست شمارش معکوس پایان وبلاگنویسی اش را آغاز می کنم. کاش این شمارش هیچ گاه به صفر نرسد
خبرهای وبلاگ علی آقا از لبنان معتبرترین خبرها از لبنان است و من یکی آن را با هیچ سایت خبری درباره لبنان عوض نمی کنم. رویکردش به مسائل اجتماعی و سیاسی هم ارزشمند است و قابل توجه. تا حالا دوبار در صفحه آخر رزونامه اعتماد ملی وبلاگش معرفی شده
و
آیدین عزیز که نمی دانم چرا بعضی موقع ها خسته می شود. دوستش دارم این جوان خوش قریحه و حساس اردبیلی را
به این وبلاگ ها لینک دادم تا فقط بگویم: درود بر وبلاگستان
جنت وینترسون می گوید: … آینده را گریزگاه دانستن / باوری که دارد همه گیر می شود، حزن انگیز است / چون همین لحظه ی حال را هم از کف می دهیم

مهشاد – 9

یه عکس از مهشاد خانم ما ! البته مال دو هفته قبله

کاریکاتور روزنامه بحرینی علیه احمدی نژاد

« Older entries