کامنتی برای یک پست

برای پست قبلی ام محمد عزیز کامنتی گذاشته که … که خیلی خوب است: /ا
/ا”قربان” ، نوستالژي كودكي … خدايش بيامرزد . يادم مي آيد از كودكي ام همانطور بود تا روزي كه از دنيا رفت . عجب حافظه اي داشت و بسيار هم باهوش بود در صورتي كه خيلي ها ديوانه به حسابش مي آوردند . اسم تك تك اعضاي خانواده را بلد بود و هر وقت به امامزاده يعقوب مي رفتيم همه شان را حضور غياب مي كرد . يادم مي آيد روزي همراه خانواده به امامزاده رفته بوديم كه وقتي ما را ديد گفت : از ابهر برايتان ميهمان آمده ، توجهي نكرديم و بعد از زيارت وقتي به در خانه رسيديم ، ميهمان هايمان را ديديم كه خيلي وقت بود پشت در منتظر مانده بودند .اگر از كسي بدي ديده بود محال ممكن بود كه از ياد ببرد و خوبي را هم همينطور . خانه خواهرش نزديكي خانه ما بود ،‌ روبروي سقاخانه – راستي محمد آقا سقاخانه را به شكل بسيار زيبايي بازسازي كرده اند – ، هر وقت به خانه خواهرش مي آمد سري هم به خانه ما مي زد ، نه در مي زد ، نه زنگ ، همينطور مستقيم وارد اتاق ميهمان مي شد . حالم به خورد از آدم هاي ظاهر الصلاحي كه قربان بساط خنده و تفريحشان بود – همان پدرخوانده ها و وارثان صائين قلعه را مي گويم ، خودت مي داني منظورم چه كس و كساني است. وقت شام بشقاب و كاسه اش را برمي داشت و سراغ آشنايان مي رفت و طلب شام مي كرد .يادش بخير . امامزاده يعقوب اين روزها ديگر خيلي شلوغ شده ؛ حال و هوايش هم فرق كرده ، وقت دلتنگي فاتحه اي كنار مزار قربان كمي آرامم مي كنند . راستي قربان در روز تولدش از دنيا رفت … چهارم تيرماه

قربان

“قربان” را همه کسانی که به امامزاده یعقوب رفته اند می شناسند. مردی که دچار نوعی عقب ماندگی ذهنی بود و روزگارش را با جفت کردن کفش زائران می گذراند یا برای زوار و خدام پادویی می کرد. اتاق کوچکی سهم او بود برای لختی آسودن و لقمه ای نان خوردن. “قربان” هر چه کم داشت از مهربانی و قدرشناسی لبریز بود. مضایقه نمی کرد از مهربانی . دریغ نداشت از شکر و سپاس و صبر. هنوز دوران شیرین کودکی را به یاد می آورم و رفتنمان به امامزاده یعقوب بر بالای تپه ای خوش منظره را. و ترس کودکانه مان از “قربان” را. اما او ترسناک نبود. بعد از فوت بهبود دایی هر وقت مادر را می دید ، یاد خیری می کرد از دایی که شاید روزی و جایی دستش را گرفته بود… امروز چهارم تیر ماه است. “قربان” دقیقا دو سال تمام است که همان حوالی جایی که همیشه بود، آرام گرفته. ما بزرگتر شده ایم. بنای جدیدی برای امامزاده می سازند خیلی شیک تر و بزرگتر. “قربان” آرام گرفته، آرام.

خیال راحت


چقدر گرمش بود. انگاری داشت می سوخت. دلش مثل سیر و سرکه می جوشید. هر چی سوت زد، هرچی هی کلاه شو برداشت و گذاشت کسی حواسش نبود. دیگه صبرش تموم شد. سرریز کرد آب و آتیش زیر خودشو خاموش کرد. حالا خیال کتری راحت تر شده بود.

زبان ِ فارسی وطن ِ ماست

یک ای میل با نمک

میدان داری پان ترکیست ها را در استان های آذری نشین و در غائله کاریکاتور روزنامه ایران فراموش که نکرده اید؟ حق طلبان آزادی خواه فرهنگ پرور وطن فروش به واسطه محبتی که به امثال بنده دارند این متن را برایم فرستاده اند. در ضمن به سطح سواد فرستنده به خصوص در املای پرتغال توجه بفرمایید: /ا
کوروش آسوده بخواب که ستارگان پارسیت حذف شدند

شکست تیم ملی ایران در برابر مکزیک و پرتقال را به تمام

ملت تورک آذربایجان جنوبی تبریک و شاد باش می گوییم

حرکت ملی آذربایجان – زنگان

آدرس فرستنده: /ا
***

خاورمیانه: غرور به تکرار شکسته شده

در خبرها آمد که کشورهای عربی (غیر از اردن) در قبال مرگ جلاد شیعیان عراق (زرقاوی) سکوت کرده اند لابد به این دلیل که زرقاوی هم با دغدغه آنان درباره قدرت گرفتن شیعیان در عراق شریک بود! از برخی شبکه های تلویزیونی مثل الجزیره و العربیه زمزمه های حمایت آمیز از شهید زرقاوی صادر شده و بدبختانه مردم مظلوم فلسطین در اعتراض به مرگ زرقاوی در غزه راهپیمایی کرده اند و حماس – این نماد مقاومت که صدای جیرینگ جیرینگ دلارهایی که از نظام مقدس ما گرفته هنوز از جیبش به گوش می رسد – آشکارا به نفع زرقاوی اعلام نظر کرده است ! نمی دانم آیا ضرورتی دارد که درباره قتل فجیع شیعیان توسط تروریستهای شهید زرقاوی چیزی بنویسم یا نه؟ او در یکی از آخرین پیام های خود اعلام کرده بود: شيعه خارج از اسلام است و شيعيان كفاري هستند كه كشتن آنها واجب است… دشمنان اصلي ما در عراق، شيعيان هستند، نه آمريكايي ها و نظاميان چند كشور اروپايي ديگر كه عراق را به اشغال خود درآورده اند اول بايد خطر شيعه دفع شود و سپس براي اخراج اشغالگران آمريكايي و اروپايي از عراق وارد عمل شد… نظاميان آمريكايي و اروپايي مسيحي هستند و به زودي عراق را ترك مي كنند. اما، اگر با شيعه برخورد نشود در عراق باقي مي ماند… عراق به يك حاكم قوي و مستبد مثل ابن زياد در هزار سال قبل و صدام در سال هاي گذشته نياز دارد . / ا
به هرصورت موضع گیری مردم بدبخت فلسطین که فکر می کنند برای احقاق حق و حالگیری از آمریکا باید از قصاب شیعیان عراق دفاع کنند ٬ قابل توجه است. اسراییل اما به ریش شیعه و سنی می خندد. /ا
اینک خاورمیانه به محل صدور نفرت و حماقت و خشونت در دنیا تبدیل شده. شیطان می تواند این روزها سینه جلو بدهد و با اشاره به نقشه خاورمیانه – جایی که ابراهیم و موسی و عیسی و محمد آن جا بودند – بگوید: دیدید من حق داشتم که بر آدمی سجده نکنم! /ا
این روزها فرشته مهربانی کمتر سراغی از خاورمیانه می گیرد. /ا
**
یه جورایی خوشحال شدم که تیم ایران باخت (!) چرا که
هیچ خیابانی مسدود نشد و کسی در ترافیک گیر نیفتاد
شیشه ای نشکست و آتشی نسوخت
آرامش هیچ همسایه ای به هم نخورد
فوتبالیست های عزیز بی جنبه تا حد قدیس بالا برده نشدند
بنزینی برای ماشین و موتورهایی که در خیابان جولان می دهند٬ هدر نشد
احمدی نژاد بیانیه خود را مبنی بر ارتباط دادن غیرت فوتبالیستها و حق مسلم ملت فهیم ایران برای انرژی هسته ای نخواند
پلیس شب آرامی را سپری کرد
و بالاخره این که نگفتند
ما همسایه شیطان بزرگ را هم شکست دادیم ! /ا

ولی حیف و صد حیف که باز هم غرور ایرانی مان له شد٬ این بار داخل زمین سبز

دنیای پلید

نمی دانم دیشب شما هم تصاویر دخترکی فلسطینی را در تلویزیون دیدید که جانسوز گریه میکرد و خود را کنار ساحل به زمین می کوبید؟ ساحلی که تا چند دقیقه قبل ترش او را در کنار خانواده اش پذیرا بود که ناگهان کشتی جنگی اسراییل آن جا را گلوله باران کرد و چشم بر هم زدنی از آن خانواده جز مرگ و آن دخترک تنها مانده٬ باقی نگذاشت . /ا
اسراییل بذر مرگ و تنفر می کارد. به موجود کثیفی مثل بن لادن کمک می کند تا سربازان بیشتری برای پادگان های خود دست و پا کند. بسیاری از ما ایرانی ها به خاطر ایراد و انتقادهای زیاد و به حقی که به رفتار حکومت مان داریم و این حکومت هم خود را طلایه دار حمایت از فلسطینی ها می داند٬ حساسیت چندانی از خود در قبال فاجعه ای به نام فلسطین نشان نمی دهیم. حداکثر تکان ما به راهپیمایی روز قدس ختم می شود و بد و بیراه گفتن به اسراییل و آمریکا. ولی بسیاری از مسلمانان که چه بسا حکومتی دارند با روابط دیپلماتیک با اسراییل به راحتی برای مقابله با اسراییل و حامی اصلی اش آمریکا جذب گروه های تندرو می شوند و به این ترتیب مرگ و خشونت تکثیر می شود. /ا
این روزها بسیاری از ما را تب جام جهانی فرا گرفته اما آن دخترک تنها تب ترس و انتقام دارد. شرمم آمد از خوشی ام در این دنیای پلید که سرزمین موعود جواز مرگباران می دهد و عدالت خواهی جواز ترور و انتحار. /ا

عکس برگزیده از فلیکر – 8

عکس برگزیده از فلیکر – 7

عکس برگزیده از فلیکر – 6

« Older entries