عکس برگزیده از فلیکر – 1

احمدی نژاد – کاری از نیک آهنگ

پایان سخن: دو خیر

داستان٬ مطلع مختصری داشت. مانا نیستانی کاریکاتوری کشید در روزنامه ایران که برخی آن را توهین به آذری زبان ها تلقی کردند. اعتراض از برخی دانشگاه ها شروع شد و در کمتر از یک هفته به شهرهای آذری نشین رسید. چنین واکنشی حتی در مواجهه با کاریکاتورهایی که صراحتا شان پیامبر اکرم را نشانه رفته بود و در برخی نشریات غربی چاپ شد در هیچ کجای دنیا رخ نداد گو آن که مانا نیستانی بیچاره اولین کسی است که از کاریکاتور برای استهزای قوم و قبیله ای استفاده کرده است و یا این که این برای اولین بار است که آذری ها مورد تمسخر قرار می گیرند (اگر که قبول داشته باشیم طرح مانا توهین آمیز بوده)! ده ها بانک و اداره دولتی و غیردولتی آسیب دید. بسیاری زخمی شدند و عده ای نیز کشته. هنوز به راحتی می توان کسانی را یافت که نمی توانند باورکنند همه داستان برای یک کاریکاتور بوده چه آن که بعد از جدی شدن موضوع٬ چند برابر خود تیراژ روزنامه ایران و توسط خود میدانداران اعتراضات٬ تکثیر و منتشر شد. توجه به این مطلب که طی سالیان متمادی گذشته در قبال انتشار جوک های عمدتا مبتذل و مستهجن علیه قومیت ها و ساکنان برخی مناطق صدای اعتراضی به صورت مدنی توسط مدعیان حفظ حرمت اقوام بلند نشده٬ و اینک به طور ناگهانی همه چیز قرار است به هم بریزد ٬ یک ناظر بی طرف را متوجه وجود برخی کاسه ها زیر نیم کاسه ها می کند. از این روست که به راحتی می توان گفت داستان دیگری در پس زمینه وجود دارد که به طور قطع به شرایط سیاسی منطقه و کشور مربوط می شود. این پرونده اگر محدود به این کاریکاتور بود می توانست بعد از عذرخواهی روزنامه ایران و تنبیه متخلفان٬ طی یک رفتار کاملا مدنی و متمدنانه مختومه شود.
وقایع اخیر اما از دو جهت اثرات مثبتی داشت و خواهد داشت.
توجه دادن حاکمیت به لایه های درونی اجتماع را می توان از اثرات مثبت وقایع اخیر دانست. نمی توان انکار کرد که در برخی از امور مهم٬ نظام راهبردی برای مملکت داری ندارد و یا اگر دارد٬ کارشناسانه نیست و یا حتی اگر کارشناسانه است با سستی مجریان به بایگانی سپرده شده است. مساله نوع رفتار متقابل حاکمیت با اقوام و اقوام با یکدیگر از جمله این موارد است.
از بعد دیگر توجه به مساله میدان داری پان ترکیست های تجزیه طلب و خائن به مام میهن موردی است که می خواهم توجه شما را به طور جدی به آن جلب کنم. طی سال های اخیر به خصوص پس از باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور پان ترکیست ها فعالیتهای خود را گسترش دادند. ترویج دیدگاه های نژاد پرستانه (و طبیعتا خشن – که خود تجربه مواجهه با این نوع برخوردها را داشته ام) و به نمایش گذاشتن رویکرد های به اصطلاح فرهنگی در ترویج ادبیاتی مهجور و مجهول که خود را مدافع آن می دانند در حالی صورت می گرفت که پان ترکیست ها عطش تجزیه طلبی خود را به زحمت کنترل می کردند و جالب این که این رویکرد تخریبی نه توسط مردم و نه توسط حکومت جدی گرفته نمی شد. وقایع اخیر از آن جهت که ماهیت اصلی این گروه را در خیانت پیشگی آشکار ساخت و ماحصل فعالیت های به اصطلاح فرهنگی آنان را به وضوح نمایان کرد یک لطف الهی است.
به راستی با کدام توجیه می توان اعتراض به یک توهین سهوی را آلوده به نیات خائنانه کرد و پرچم کشوری دیگر را بالای سر برد؟ کدام عقل سلیمی برای اعتراض به توهین یا حتی جفایی که به قول خودشان طی هشتاد سال بر قومی رفته حاضر می شود با دشنام و هتاکی و آتش زدن و شکستن و وطن فروشی احقاق حق کند؟ از قضا اگر همه اتفاقات هفته اخیر را به حساب آذری ها بگذاریم – که چنین نمی کنیم – آن گاه به طور جدی باید در سلامت رفتار اجتماعی بخش مهمی از هم میهنان خودمان دچار شک و تردید شویم.
هسته رهبری پان ترکیست ها گمان کرد شرایط موجود و فضای سنگین سیاسی علیه جمهوری اسلامی که در سایه رفتارهای جنگجویانه و به شدت دشمن تراش و دشمن متحد کن و حماقتهای بی انتهای سکانداران کشور ایجاد شده٬ می تواند آن ها را در تعبیر رویای شوم شان یاری کند. البته قدرت های منتقد فعالیتهای هسته ای و سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی هم بدشان نمی آید به زمامداران جمهوری اسلامی بگویند ما اگر بخواهیم می توانیم برایتان مزاحمت ایجاد کنیم. در شرق٬ در جنوب و حالا در شمالغرب. آن ها حق خود می دانند به هر وسیله ای که می توانند آویزان شوند تا روند اجرای سیاستهایی را که نادرست می دانند بگیرند. سیاست های خصومت آمیز نظام جمهوری اسلامی ٬ اینک قدرتهای معارض را تا مرز حمایت از درگیری های قومی و فبیله ای برای اعمال فشار به جلو رانده است. اینجاست که عقلا (اگر چنین کسانی وجود داشته باشند ) باید بین بد و بدتر یا حتی بدتر و بدترین به ترتیب بد و بدتر را انتخاب کنند تا خدشه ای به استقلال و تمامیت ارضی کشور وارد نشود.
کل حیثیت پان ترکیستها و جلوه فروشی های عدالت خواهانه شان با یک برنامه مستند نیم ساعته تلویزیونی بر باد می شود. کافیست تا سری به سایت ها و وبلاگ های این افراد بزنید تا بوی مشمئز کننده دروغ و دشنام مشامتان را تا مدت ها آزار دهد. مراد اینان در اوج افتخارشان پیشه وری است که زیر سایه استالین دژخیم بزرگ شد و مرد و کیست که از قدرت ماشین آدم کشی استالین نشنیده باشد؟ من خود آذری ام ولی قبل از آن ایرانی ام. مراد من پیشه وری نیست … من اولین شهردار زنجان را دوست دارم. مرحوم توفیق را می گویم که نام نیک دارد در زنجان. او را سربازان پیشه وری به دار کشیدند مظلومانه. دل باید بگیرد وقتی پیشه وری را بخواهند به زور شکستن و سوزاندن و توهین نیک نام کنند. تاریخ اما خیانت پیشگان را رسوا می سازد. یهودا خوب می داند. آذربایجان اما نه یهوداست و نه یهودا خواهد شد.

ایران را٬ ایران را دوست دارم


اینجا را ببینید . وبلاگ سعید متین پور است که مدت ها سلام و علیک گرمی با هم داشتیم تا این که در داستان همایش بزرگداشت حکیم هیدجی در زنجان که پان ترکیست ها آن را تبدیل به شوی سیاسی سخیفی کردند من در نشریه مان علیه پان ترکیستها مطالبی نوشتم که حسابی عصبانی شدند. بعد از آن هر وقت مرا می دید انگار نمی دید . به طور طبیعی برایم مهم نبود. حالا این مطالب متین پور را بخوانید و آن را با نوشته این سایت متعلق به تجزیه طلبان مقایسه کنید (عین متن متین پور است! باورم بشود؟!) . به پرچم جمهوری آذربایجان در بک گراند مطلب توجه دارید؟ حالا نمی دانم آیا ناراحت باشم بابت سلام هایی که بین ما رد و بدل شد؟ نمی دانم … من اما مطمئنم ایران را خیلی دوست دارم. بسیار بیشتر از حرمت سلام و علیک هایم

نگین

دیروز پیام زنجان به دستم رسید. عکس بالا که در آن چاپ شده اعضای جدید خانه مطبوعات زنجان را نشان می دهد. نگین این جمع همانی است که اینجا درباره اش نوشتم

پرچم جمهوری آذربایجان در دست اغتشاشگران

عکس بالا را از یک سایت خبری متعلق به تجزیه طلبان برداشته ام که خود معترف است روز گذشته در ارومیه گرفته شده. هر چه غائله بیشتر جلو می رود میزان خلوص مدعیان بیشتر نمایان می شود! این یک مورد را باید به فال نیک گرفت

برای مانا نیستانی که قربانی توطئه تجزیه طلبان شده

ماجرا خیلی ساده است. عده‌ای دارند آذری‌ها را به خاطر کاری که حد‌اکثر باید به آن اعتراضی ساده می شد می‌شورانند. جدایی‌طلب‌های سو استفاده کننده‌ای که از این فرصت می‌خواهند حد اکثر بهره‌برداری را بکنند … /ا

دشمنان ایران عزیز


میدانداری گروه های تجزیه طلب در برپایی تجمعات و راهپیمایی های اعتراض آمیز علیه کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ایران - که بیشتر یک اقدام فرصت طلبانه به نظر می آید – یادآوری چند نکته را ضروری می سازد: /ا

اول آن که تجزیه طلبان طی سال های گذشته در امر سرباز گیری بر اساس استراتژی ختنه فعال بوده اند (این جا را بخوانید). محور توجیهات فرماندهان این سربازان برای جلا دادن به ادعاهای تجزیه طلبانه٬ جعل و تحریف تاریخ است. این سربازان در کنار شستشوی مغزی ناچار تبعی خشن و هتاک را پذیرا شده اند. این گروه به راحتی منتقدان خود را تهدید به مرگ می کنند لذا ایجاد آشوب شهری رویکردی خود جوش محسوب نمی شود و مدت ها روی ایجاد این نوع غائله ها با تئوریزه کردن خشونت کار شده
دوم آن که زبان و خطی که گروه های پان ترکیست آن را ترویج می کنند آن چیزی نیست که مردم آذربایجان ایران به آن تکلم کرده یا می کنند. جریان تجزیه طلب طی سالهای گذشته و در سایه باز شدن نسبی فضای سیاسی به طرق مختلف از قبیل برگزاری شبهای شعر٬ میتینگ های سیاسی٬ نفوذ در برخی مطبوعات محلی و گروه های دانشجویی سعی داشته تاریخ خود ساخته و ادبیات وارداتی را ترویج کند
سوم آن که نپذیرفتن عذرخواهی روزنامه ایران و وزارت فرهنگ و ارشاد توسط معترضان نشان می دهد که آن چه ادعا می شود دقیقا آن چیزی نیست که اراده شده. همین مساله نهایت صداقت تجزیه طلبان را نشان می دهد. /ا
با این همه به نظر می رسد پان ترکیستها در حال عملیاتی کردن پروژه ای هستند که مدت ها منتظرش بودند. به این صورت دیگر نمی توانند مدعی اقدام فرهنگی برای احقاق حق زبان و ادبیات خودشان شوند. این دستی است که بالاخره رو شد. /ا
اینجا را ببینید. یک سایت خبری پان ترکیستی که سعی در گسترش بلوا دارد. به پرچم جمهوری آذربایجان درصدر صفحه و بک گراند توجه کنید … ایران دوستت داریم
اینجا را حتما بخوانید
لینک های الپر را مرور کنید

به یاد خاتمی دو خرداد

چیزی شبیه بعضی خانه های صنفی ! – کاریکاتور از موردیلو

« Older entries